ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٦٤ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
يك ديگر را به وسيله ما بخورند [به نام ما از مردم بهره مادّى مىبرند].
فزونى فقر و نياز در جامعه
[٢٧٦] فضيل بن يسار مىگويد: امام باقر عليه السّلام فرمود: هر گاه ديدى كه فقر و نياز رو به فزونى نهاده است و مردم يك ديگر را پس مىزنند امر خداوندى را منتظر باش. عرض كردم: قربانت گردم مفهوم فقر و نياز را دانستهام، ولى پس زدن مردم به چه معناست؟
امام عليه السّلام فرمود: اينكه مردى از شما نزد برادر دينى خويش برود و از او چيزى درخواهد و او آن گونه بدو بنگرد جز آنچه پيشتر بدو مىنگريست. و با او سخن گويد متفاوت با شيوهاى كه قبلا با او سخن مىگفت.
يك سخن حكيمانه از امام سجّاد عليه السّلام
[٢٧٧] امام زين العابدين عليه السّلام به نقل از پدرش روايت مىكند كه ايشان به نقل از جد او فرموده است: رزق و روزى به ميزان حماقت بسته است، و محروميت به خرد و فرزانگى، و بلا به شكيبايى.
داستان گم شدن شتر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
[٢٧٨] عمر برادر عذافر مىگويد: مردى به من ششصد درهم- يا هفتصد درهم- داد كه از مال امام صادق عليه السّلام بود و اين پول در ميان جوال من بود، و چون به حفيره رسيدم جوال پاره شد و هر چه در آن بود ريخت. در آن جا به حاكم مدينه برخوردم و او به من گفت: تو همان كسى هستى كه خورجينت پاره شد و هر چه داشتى از ميان رفت؟ گفتم: آرى. گفت:
وقتى به مدينه آمدى پيش ما بيا تا برابر آن را به تو بدهيم. هنگامى كه به مدينه رسيدم خدمت امام صادق عليه السّلام رفتم، آن حضرت به من فرمود: اى عمر! خورجينت پاره شد و هر چه داشتى از ميان رفت؟ عرض كردم: آرى. فرمود: آنچه خدا به تو داد بهتر است از آنچه خدا از تو ستاند.