ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٧١ - حديث امام صادق عليه السلام با منصور در كاروان او و آگاهى از وضع اجتماعى و تباهى مسلمانان هنگام ظهور حضرت حجت عليه السلام
كه نمازگزار براى خودنمايى به مردم نماز مىخواند، و ديدى مسألهدان و فقيه دين جز براى دين مسأله مىآموزد، و دنيا و رياست مىجويد، و ديدى مردم به همراه كسى هستند كه چيرگى دارد، و ديدى طالب حلال نكوهش، و طالب حرام ستايش، مىشود و بزرگش مىدارند، و ديدى كه در حرمين [مكه و مدينه] كارى مىكنند كه پسند خدا نيست، و كسى جلوشان را نگيرد، و احدى ميان آنها و كردار زشتشان مانع نشود.
و ديدى در حرمين [مكه و مدينه] اسباب لهو پديدار شده است و ديدى مردى كه به حق سخن مىگويد يا امر به معروف و نهى از منكر كند، در برابر كسى نزد او برمىخيزد و وى را اندرز مىدهد كه: اين تكليف تو نيست، و ديدى مردم با هم هم چشمى مىكنند و به مردم بد اقتدا مىكنند، و ديدى روش خير و راه آن، تهى است و كسى از آن گذر نمىكند، و ديدى مرده را به باد مسخره مىگيرند، و كسى از او در هراس نمىافتد و در هر سال، شرّ و بدعت پيش از سال گذشته مىگردد، و ديدى مردم و محافل جز از توانگران پيروى نمىكنند، و ديدى به گدا چيزى مىدهند، تا در برابر بدو بخندند، و براى جز خدا به او ترحّم مىشود.
و ديدى نشانههاى آسمانى هست، ولى كسى از آنها هراس نمىكند، و ديدى مردم چون بهائم بر هم مىجهند، و كسى از ترس مردم منكر كار آنها نمىگردد، و ديدى كه مرد جز در راه خدا خرج بسيارى مىكند و در راه اطاعت الهى از اندك دريغ مىورزد، و ديدى ناسپاسى از پدر و مادر پديدار شده است، و پدر و مادر را به چشم كم مىنگرند و در پيش فرزند، از همه بدتر باشند، و فرزندان از افتراء به آن دو، شاد گردند.
و زنان را ديدى كه بر حكومت چيره شدهاند و هر كارى را به دست گرفتهاند و كارى انجام نشود جز آنچه آنها طرفدارش باشند، و ديدى شخصى به پدرش افترا مىزند، و بر پدر و مادر خود نفرين مىفرستد و از مرگشان شاد مىشود، و ديدى چون مردى روزى را به سر آورد، و در آن گناه بزرگى اعم از هرزگى و كم فروشى، و درآمدن به بستر حرام و ميخوارى نكرده دلتنگ و غمناك گردد و پندارد كه آن روز بر او نامبارك بوده و از عمرش حساب نبوده.