ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٦٠ - خطبه ديگرى از امير المؤمنين عليه السلام
خطبه ديگرى از امير المؤمنين عليه السّلام
[٥] ابو الهيثم بن التيهان مىگويد: امير المؤمنين عليه السّلام در مدينه چنين خطبه خواند:
سپاس از آن خدايى است كه خدايى جز او نيست، زندهاى كه چگونگى ندارد، و پديد نيامده است، و براى هستى او چگونه بودنى نيست، و مكانى ندارد، و در چيزى نباشد، و بر فراز چيزى قرار نگرفته باشد، و براى خود مكانى نيافريده باشد، و پس از اينكه چيزى را آفريد از او نيروى تازهاى نگرفت، و پيش از آنكه چيزى را پديد آورد ناتوان نبوده است، و پيش از آفرينش چيزى هراس نداشته، و از تنهايى خود نگران نبوده. به چيزى نماند، و پيش از آفرينش خود بىسلطنت نبوده، و پس از آنكه هر آنچه آفريده از ميان برود باز هم بىسلطنت نشود. معبودى بوده زنده امّا نه به زندگى عرضى، و مالك بوده پيش از آنكه چيزى را بيافريند، و مالك است پس از آفرينش هستى. براى خداوند نيست چگونگى مكان، و نه اندازهاى كه شناخته شود، و نه چيزى كه بدو مانند باشد.
پايندگى طولانى او پيرش نسازد، و از وحشتى ناتوانى نگيرد. او آنچنان كه مخلوقاتش رايزنى و يارى و گرفتن آگاهى از ديگرى بر او لازم نيست، و هر چه را از خلق خود خواهد از ديگرى نپرسد و كسب تكليف نكند. ديدگان، او را در نيابند و او ديدگان را درمىيابد و اوست لطيف و خبير. من گواهى مىدهم كه نيست خدايى جز اللَّه، يكى است و شريكى ندارد، و گواهى مىدهم كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بنده و پيامبر اوست كه خداوند او را با هدايت و دين حق فرستاده است، تا او را بر همه دين آشكار سازد، اگر چه مشركان را ناخوش آيد، و او رسالت خود را رساند و راه هدايت را نمود.
اى امّتى كه فريبش دادند و فريب خورد، و فريب فريبكار خود را فهميد و دانسته بر پذيرش اين فريب پافشارى كرد، و از هوى و هوس خويش پيروى نمود، و خود را به تاريكى گمراهى افكند، و با اينكه حق و راستى برايش هويدا و آشكار بود، از آن روى برتافت و به راه روشن پشت كرد، و از آن به كژراهه رفت! سوگند به آنكه دانه را شكافت،