ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٥٩ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
خداى سبحان در باره ايشان فرموده: وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ.[١] همانا شيعيان ما چهار چشم دارند: دو چشم در سر و دو چشم در دل. آگاه باشيد كه همه اين گونهاند، ولى خداى سبحان چشمهاى شما را بينا كرده و چشمهاى آنان را بسته است.
شكايت امام صادق عليه السّلام از تنهايى خويش
[٢٦١] عنبسة بن مصعب مىگويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود: من از تنهايى و پريشانى خود در ميان مردم مدينه به درگاه خداى عزّ و جلّ شكايت مىبرم تا آن گاه كه شما به مدينه آييد و من شما را ببينم و با شما الفت گيرم. اى كاش اين حكومت خود كامه به من اجازه مىداد تا در طائف كوشكى براى خويش بر مىگزيدم و در آنجا سكونت مىكردم و شما را نيز در كنار خويش جايى مىدادم و به او تعهد مىسپردم كه از سوى ما به او بدى و زيانى نرسد.
شعر كميت براى امام صادق عليه السّلام
[٢٦٢] يونس بن يعقوب مىگويد: كميت اين شعر را براى امام صادق عليه السّلام سرود و گفت:
|
أخلص اللَّه لي هواي فما |
أغرق نزعا و لا تطيش سهامي |
|
[يعنى: خداوند عشق مرا براى شما پاك گرداند كه زه كمان را نكشيده تيرم به خطا نرود]، امام عليه السّلام به او فرمود: نگو كه «زه كمان را نكشيده ...» بلكه بگو: «زه را بخوبى كشيده تيرم به خطا نرود».
داستانى از مجلس سوگوارى امام حسين عليه السّلام
[٢٦٣] سفيان بن مصعب عبدى مىگويد: خدمت امام صادق عليه السّلام رسيدم. حضرت
[١]« كينهاى كه در سينهشان بوده كنديم و برادرانه بر تختها روبروى هم هستند»( سوره حجر/ آيه ٤٧).