ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٧٤ - داستان صلح حديبيه
كشمكش ميان مسلمانان و مشركان آغاز شد. سهيل بن عمر نزد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نشسته بود و عثمان هم در ميان لشكر مشركان گرفتار شد. در اين هنگام پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با مسلمانان بيعت كردند و به جاى بيعت عثمان كه حضور نداشت پيامبر، يك دست خود را به دست ديگر زد، و مسلمانان گفتند: خوشا به حال عثمان كه موفق شد به خانه كعبه طواف كند و ميان صفا و مروه سعى نمايد و از احرام بيرون آيد. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: او چنين كارى نكند. و چون عثمان برگشت و نزد پيامبر آمد رسول خدا به او فرمود: آيا به خانه كعبه طواف كردى؟ گفت: من چنين كارى نمىكردم و در طواف به رسول خدا پيشى نمىگرفتم، و ماجراى خود را بازگفت و هر چه رخ داده بود بيان كرد.
پيامبر رو به على كرد و گفت: بنويس:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
. سهيل گفت: من نمىدانم رحمان و رحيم كيست مگر همان كه در شهر يمامه است، پس همان طور كه ما مىنويسيم بنويس: «بسمك اللّهمّ». پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: بنويس: اين قراردادى است كه پيامبر خدا با سهيل بن عمرو مىبندد. سهيل گفت: [اگر ما تو را رسول خدا بدانيم] پس چرا با تو بجنگيم؟ پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: منم پيامبر خدا، و منم محمّد بن عبد اللَّه. مسلمانان همصدا گفتند: تويى رسول خدا. از بندهاى قرار داد اين بود كه مشركان گفتند: هر كس از ما به سوى شما گريخت او را به ما بازش مىدهيد و محمّد او را بزور به دين خود در نياورد، ولى هر كس از شما مسلمانان به سوى ما گريخت او را بازنگردانيم. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: ما به كسى كه نزد شما گريزد نيازى نداريم. و همچنين از جمله بندهاى اين قرار داد آن بود كه خداپرستى در ميان مردم مكّه پيدا باشد نه پنهان.
امام صادق صلّى اللَّه عليه و آله و آله و سلّم در اين جا فرمود: و همانا پردهها از مدينه براى مسلمانان مكّه هديه مىفرستادند و هيچ بندى از موادّ صلحنامه براى آنان پربركتتر از اين نبود، و كار به جايى رسيد كه نزديك بود كه اسلام بر همه مردم مكّه چيرگى يابد.
سهيل بن عمرو به پسر خود ابو جندل دست انداخت و او را گرفت و گفت: اين نخستين مادهاى است كه روى آن قرار بستهايم. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: مگر تو قراردادى امضا كردهاى؟ سهيل گفت: اى محمّد! تو پيمان شكن نبودى. اين چنين بود كه سهيل، ابو جندل