ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٥٣ - خطبه امير المؤمنين عليه السلام معروف به خطبه وسيله
تهيدستى در فردا چه ناچيز است. هيهات، هيهات، بىاعتمادى و ناآشنايى شما با يك ديگر به سبب گناهانى است كه در آن به سر مىبريد. چقدر نزديك است راحتى به رنج، و نعمت به سختى و تنگدستى. هيچ بدى كه در پى آن بهشت آيد بدى نيست، و هيچ خوبى كه دوزخ در پى داشته باشد خوبى نيست. هر نعمتى در برابر بهشت، ناچيز است. و هر بلايى در برابر دوزخ، عافيت به شمار مىآيد. هنگام درست و پاك كردن درون، گناهان بزرگ خودنمايى مىكنند. پاكسازى عمل سختتر است از خود عمل و پاك كردن نيّت از فساد، براى عاملان سختتر است از سخت كوشى طولانى. هان اگر تقوى نبود من زيركترين فرد عرب بودم.! اى مردم! همانا خداوند به پيامبرش محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم وعده وسيله داده است و وعده او حق است و خلف وعده نمىكند. همانا وسيله، پلكان بهشت است و سر گيسوان تقرّب بخدا، و نهايت بزرگترين آرزوها. آن هزار پلّه دارد كه از هر پلّه تا ديگرى به اندازه يك صد سال دويدن اسب تندرو است. و آن از يك پلّه درّ آغاز مىشود تا برسد به پلّهاى از گوهر، و در پى آن به پلّهاى از زبرجد، و در پس آن پلّهاى از لؤلؤ، و در پى آن پلّهاى از ياقوت، و بدنبال آن پلهاى از زمرّد تا برسد به پلّهاى از مرجان و سپس پلّهاى از كافور و سپس پلّهاى از عنبر، و در پى آن پلّهاى از يلنجوج [چوب عود]، و در پى آن پلّهاى از طلا، و در پى آن پلّهاى از ابر، و در پى آن پلّهاى از هوا، و بالأخره پلّهاى از نور. اين پلكان از همه بهشتها فرازتر است. در آن روز پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر آن نشسته و دو جامه لطيف در بر دارد: يكى از رحمت خدا و يكى از نور خدا، و تاج نبوّت بر سر دارد كه اكليل رسالت بر آن است. از نورش همه عرصه قيامت، تابان است، و من در آن روز بر پلّه بلندى باشم فروتر از پلّه او و دو جامه لطيف در بر دارم: جامهاى از ارجوان نور و جامهاى از كافور.
و رسولان و پيامبران بر ديگر پلّهها ايستادهاند و پرچمهاى زمانها و حجّتهاى تاريخ روزگار، بر سمت راست ما افراشته شده است، كه با حلّههاى نور و كرامت تزيين شدهاند، و هيچ فرشته مقرّب و پيغمبر مرسلى ما را ننگرد، جز اينكه از انوار ما خيره شود و از تابش و جلالت ما، به شگفت آيد. و در سمت راست منبر وسيله، كه سمت راست پيامبر است،