ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٤٠٠ - گفتگوى يكى از خوارج با امام باقر عليه السلام
و درستى آن را درك مىكند و شخص حاضر، آنچه را كه غايب نمىبيند مىبيند.
اى پسرم! به محض اينكه هنگام نماز رسيد آن را به سبب كار ديگر به تأخير مينداز و به جايش آور و خود را از آن آسوده ساز، زيرا كه بدهى است. و نماز را به جماعت بخوان اگر چه بر نوك پيكان باشد. و بر روى مركب خود مخواب كه اين كار پشت آن حيوان را زود زخم كند و اين از كار حكيمان نيست مگر آنكه در كجاوه باشى و بتوانى پاى خود را بكشى و مفاصل و بندهاى خود را آزاد سازى. و چون به نزديك منزلگاهى رسيدى از مركب پياده شو، و پيش از آنكه به فكر خود باشى نخست علف آن حيوان را بده. و چون آهنگ ماندن در جايى كردى مراقب باش آن جايى را برگزينى كه زمينش خوشرنگتر و خاكش نرمتر و گياه و علفش بيشتر باشد. و چون فرود آمدى پيش از آنكه بنشينى دو ركعت نماز بخوان، و چون خواستى قضاى حاجت كنى به جاى دور دستى برو، و اگر خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بجاى آور و با مكانى كه در آن اقامت گزيده بودى وداع كن و بر آن مكان و اهلش درود فرست، زيرا كه هر جاى زمين اهلى از فرشتگان دارد، و اگر بتوانى از غذايى مخور مگر آنكه قدرى از آن را صدقه دهى، چنين كن.
بر تو باد به خواندن قرآن خداوند عزّ و جلّ تا سوار هستى، و چون به كارى مشغول شدى تسبيح گوى، و در هنگام بيكارى دعا كن. و بر تو باد كه در آغاز شب راه نروى و آن زمان را به استراحتگذرانى و از نيمه شب به بعد راه روى، و مبادا در مسير خود آواز بخوانى و فرياد كنى.
گفتگوى يكى از خوارج با امام باقر عليه السّلام
[٥٤٨] اسيدى و محمّد بن مبشّر گفتهاند كه عبد اللَّه بن نافع پيوسته مىگفت: اگر مىدانستم ميان دو قطره زمين كسى هست كه بتوان با هر مركبى بدو رسيد و او بر من دليل و برهان مىآورد كه على عليه السّلام به حق اهل نهروان را كشته و نسبت به آنها بيداد نكرده من به سوى او كوچ مىكردم. به او گفته شد: يعنى به شرط اينكه فرزند او هم نباشد؟ گفت: مگر