ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ١٠٧ - سخنى از على بن الحسين عليه السلام در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم(در موعظه)
مگريزيد و بسوى خوشگذرانيهاتان و مسكنهاى خويش باز گرديد، شايد بازپرسى شويد.
پس چون بديشان عذاب رسيد: قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ[١]، و سوگند بخدا كه اين پندى است براى شما و تهديدى است اگر پند پذيريد و بهراسيد.
سپس سخن خداوند در قرآن به اهل معصيت و گناه برگشته و مىفرمايد: وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ[٢]. اگر بگوييد اى مردم:
منظور خداوند از اين، مشركان است، چگونه مىشود اين سخن را گفت و حال آنكه در دنبالش مىفرمايد: وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ[٣].
اى بندگان خدا! بدانيد كه براى مشركان ميزانى برپا نشود و نامه عملى به ميان نيايد و همانا بدون هيچ حسابى يكسره به دوزخ محشور مىشوند، و نصب ميزانها و نشر نامههاى اعمال براى اهل اسلام است.
اى بندههاى خدا! از خدا بپرهيزيد و بدانيد كه خداوند عزّ و جلّ، خرّمى زودگذر دنياى فانى را براى هيچ يك از دوستانش دوست ندارد و آنان را به آن و خرّمى گذراى آن تشويق نكرده است و دنيا و اهلش را آفريده تا بيازمايد كه كداميك از آنها براى ديگر سراى خود، خوش كردارند، و سوگند بخدا كه پروردگار در باره آن، مثلها زده و آياتى
[١] گفتند:« اى واى بر ما كه ما واقعا ستمگر بوديم، سخنانشان پيوسته همين بود، تا آنان را دروشده بىجان گردانيديم»( سوره انبياء/ آيه ١٤ و ١٥).
[٢]« و اگر شمهاى از عذاب پروردگارت به آنان برسد، خواهند گفت: اى واى بر ما كه ستمكار بوديم( سوره انبياء/ آيه ٤٦).
[٣]« و ترازوهاى داد را در روز رستاخيز مىنهيم، پس هيچ كس[ در] چيزى ستم نمىبيند، و اگر[ عمل] هموزن دانه خردلى باشد آن را مىآوريم و كافى است كه ما حسابرس باشيم»( سوره انبياء/ آيه ٤٧).