ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ١٠٠ - خطبه امير المؤمنين عليه السلام(بعد از كشته شدن عثمان و بيعت با آن حضرت)
همانا در امر خلافت، كسى بر من پيشى گرفت كه من او را در امر خلافت شريك خود نمىدانستم، و امر خلافت را بدو نبخشيده بودم و براى او در اين كار قسمتى نبود مگر آنكه پيغمبرى مبعوث مىشد، و حال آنكه پس از محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پيامبرى نيست. از راه غصب خلافت، بر پرتگاه سست بنيانى برآمد، و او را در آتش دوزخ پرتاب كرد. حقّى هست و باطلى، و هر كدام اهلى دارند و طالبى، و اگر باطل زياد باشد براى اين است كه از قديم چنين بوده است، و اگر حق اندك باشد براى اين است كه چه كم مىشود چيزى كه پشت كند و برود و باز گردد و رو آورد. باز هم اگر در همين زمان كار شما را به شما باز دهند، و توطئهگران و مغرضان از شما دست بردارند، به راستى كه شما خوشبخت و سعادتمند خواهيد شد. بر من جز اين نيست كه نهايت كوشش و تلاش را بنمايم ولى باز هم از شما نگرانم و مىترسم يكباره سست شويد و از من روى گردانيد به گونهاى كه مورد پسند من نباشيد، و اگر بخواهم مىتوانم بگويم خدا از آنچه گذشته، عفو كرده است.
دو مرد در باره تصدّى امر خلافت پيشى گرفتند، ولى اين سومى همچون كلاغى بود كه همّ و غمّى نداشت جز شكمش، واى بر او اگر دو پرش چيده مىشد و سرش بريده مىگشت كه اين براى او از تصدّى امر خلافت بهتر بود. از بهشت باز ماند و دوزخ در پيش رو دارد، سه و دو پنج است كه ششمى ندارد. فرشتهاى كه با دو پرش پرواز مىكند، پيامبرى كه خداوند زير دو بازويش را دارد، و مؤمنى كه كوشاست در راه خدا، و جوينده اميدوار به حق، و مقصّرى كه در دوزخ است.
راست و چپ هر دو گمراهكنندهاند، و راه ميانه همان راه مستقيم است كه بر پايه آن كتاب خدا مىآيد، و آثار نبوّت آن را نشان مىدهد. هر كه ادعا كرد هلاك شد، و هر كه افترا بست و از خود حكمى درآورد نوميد شد. همانا خداوند اين امّت را با شمشير و تازيانه ادب كرده است، و براى هيچ كس در نظر امام به حق، هوى خواهى و مسامحه نيست، و در خانههاى خود نهان شويد و خود را اصلاح كنيد، و توبه به دنبال شماست. هر كه رو در روى حق بايستد هلاك گردد.