ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٢٥ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
چگونه فلانى به اين مقام دست يازيده است، و همين است مضمون سخن پدرم عليه السّلام كه فرمود: از اينكه كسى به هلاكت رسد در شگفت نمىشوم لكن اگر كسى به رستگارى رسد شگفت زده مىشوم.
نهى از سفر و ازدواج هنگام قمر در عقرب
[٤١٦] محمد بن حمران از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: هر كه به هنگام قمر در عقرب سفر يا ازدواج كند روى نيكى نبيند.
در فضيلت خواندن نماز نافله
[٤١٧] عبد اللَّه بن عطاء مىگويد: امام باقر عليه السّلام به من فرمود: برخيز و دو تا از اين مركبها را زين كن، يك الاغ و يك استر. من برخاستم و الاغ و استرى را زين كردم و به گمان خود كه حضرت عليه السّلام استر را بيشتر خويش مىدارد آن را براى سوار شدن پيش آوردم. فرمود:
چه كسى به تو دستور داد استر را پيش بياورى؟ عرض كردم: من خودم آن را براى شما برگزيدم. فرمود: من به تو دستور دادم كه براى من برگزينى؟ سپس فرمود: بهترين مركبها نزد من دراز گوش است. او مىگويد: الاغ را پيش آوردم و براى حضرت عليه السّلام ركاب گرفتم و حضرت سوار شد و فرمود: پاك است خدايى كه ما را به سوى اسلام راه نمود و قرآن را به ما آموخت و به وجود محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر ما منت نهاد، سپاس از آن خدايى است كه اين مركب را رام ما نمود و ما طاقت آن را نداشتيم و براستى كه ما به سوى پروردگارمان بازمىگرديم و ستايش از آن آفريدگار جهانيان است. حضرت عليه السّلام به راه افتاد و من نيز به راه افتادم تا آنكه به جايى رسيديم. به حضرت عرض كردم: قربانت گردم، نماز. حضرت فرمود: اينجا وادى مورچگان است و نماز در آن به جاى آورده نشود، تا آنكه به جاى ديگرى رسيديم و من همان سخن را تكرار كردم و حضرت عليه السّلام فرمود: اين شورهزار است و در آن نماز گزارده نشود. او مىگويد: همچنان رفتيم تا در جايى خود حضرت پياده شد و فرمود: نماز خواندهاى يا نافله مىخوانى؟ عرض كردم: اين نمازى است كه مردم عراق