ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣١٥ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
سخن گفتن با مردم به اندازه عقلشان
[٣٩٤] امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هرگز با كنه عقلش با خلايق سخن نگفت. پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: همانا ما گروه پيامبران مأمور هستيم كه با مردمان سخن نگوييم مگر به اندازه عقل ايشان.
در پنهان كردن دوستى ائمه عليهم السّلام
[٣٩٥] مالك بن عطيّه مىگويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: من مردى از قبيله بجيله هستم و دينداريم براى خداى عزّ و جلّ، بر اين اساس استوار است كه شما سروران من هستيد و گاهى مىشود كه كسى ناشناس از من مىپرسد: تو از كدام مردم هستى؟ و من به او مىگويم: مردى عرب از بجيله هستم. آيا گناهى بر من بار است اگر نگويم از دوستداران بنى هاشم هستم؟ امام عليه السّلام فرمود: نه، آيا قلب و خواستهات بر اين نيست كه از دوستداران مايى؟ عرض كردم: بخدا سوگند چنين است. فرمود: همين كه مىگويى من عرب هستم ديگر بر تو گناهى نيست، زيرا تو در نسب و بهره و شمار و حسب، عرب هستى و در ديانت و آنچه با آن براى خداوند عزّ و جلّ ديندارى مىكنى، در اطاعت ما هستى و احكام خود را از ما مىستانى چنان كه از دوستان ما بشمارى و از مايى و رو به سوى ما دارى.
در نشانه شيعه
[٣٩٦] ابو يحيى كوكب الدم از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: همانا حواريّون عيسى شيعه او بودند و شيعيان ما حواريّون ما هستند و حواريّون عيسى فرمانبرتر از حواريّون ما نبودند. عيسى به حواريّون فرمود: ... مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ