ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٣١ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
امام عليه السّلام فرمود: آرى، و آن نمازگاه پيامبران است و پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شب معراج در آن نماز گزارده است و جبرئيل به آن حضرت عرض كرد: اى محمد! اين مسجد پدر تو آدم عليه السّلام و نمازگاه پيامبران عليه السّلام است پس فرود آى و در آن نمازگزار و پيامبر هم فرود آمد و در آن نماز گزارد و آن گاه جبرئيل حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را به آسمان برد.
داستان كشتى نوح عليه السّلام
[٤٢٢] ابو رزين اسدى از امير المؤمنين عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: همانا نوح عليه السّلام هنگامى كه از ساختن كشتى آسوده بگشت، وعده او و خدايش پيرامون نابودى قوم او اين بود كه از تنور آب بجوشد و ناگاه تنور به جوشش درآمد همسرش گفت: تنور جوشيدن گرفت. نوح برخاست و بر آن مهر نهاد و آب بند آمد، پس از آن هر كس را كه مىخواست در كشتى درآورد، در آورد و هر كه را مىخواست براند، براند و در پى آن كنار تنور آمد و مهر از آن بگشود. خداى عزّ و جلّ مىفرمايد: فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ^ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ^ وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ[١]، امام عليه السّلام فرمود: او اين كشتى را در ميانه مسجد شما درودگرى كرد و از مساحت اين مسجد هفتصد ذراع كاسته شده است. [مقصود امام از اين فرموده آن است كه در آن هنگام مساحت اين مسجد هفتصد ذراع بيشتر بوده است و مىتوانسته كشتى بدان بزرگى را در خود جاى دهد].
[٤٢٣] امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: هنگامى كه حضرت نوح عليه السّلام به ساختن كشتى اشتغال داشت همسرش نزد او آمد و گفت: از تنور آب بيرون فشانده مىشود. نوح عليه السّلام بشتاب كنار تنور آمد و سرپوشى بر آن نهاد و با مهر خود آن را مهر كرد پس آب بند آمده، و چون از كار ساختن كشتى آسوده گشت به سوى آن مهر آمد و آن را برگرفت و پوشش را از روى
[١]« و درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم، و در زمين چشمهها بشكافتيم و[ هر دو] آب براى كارى كه مقدّر شده بود به هم پيوست و او را بدان كشتى كه تختهها و ميخها داشت برداشتيم»( سوره قمر/ آيه ١١ تا ١٣).