ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٢٩ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
ميان قبيله بنى اشجع فرياد كرد: الفرار، الفرار. عيينة بن حصن نيز چنين كرد و حارث بن عوف مزنى نيز همين كار را انجام داد و اقرع بن حابس نيز چنين كرد و بدين ترتيب همه احزاب برفتند و حذيفه نزد پيامبر اكرم بازگشت و او را از اوضاع آگاه گردانيد. امام صادق عليه السّلام فرمود: بحقيقت كه آن شب به روز رستاخيز مىماند.
فضيلت و قدمت مسجد كوفه و داستان نوح عليه السّلام
[٤٢١] مفضّل بن عمر مىگويد: در آن هنگام كه امام صادق عليه السّلام براى ديدار با ابو العباس [سفّاح نخستين خليفه عباسى] به كوفه آمد من نيز در خدمت آن حضرت بودم، پس چون به محله كناسه رسيديم امام فرمود: همين جا بود كه عمويم زيد رحمه اللَّه را به دار آويختند و همچنان برفت تا به طاق زيت فروشان كه آخر بازار سرّاجها بود رسيد، پس در آن جا پياده شد و فرمود: پياده شو، اين همان مكان نخستين مسجد كوفه است كه آدم عليه السّلام طرح آن را ريخت و من خوش نمىدارم سواره در آن وارد آيم. من عرض كردم: پس چه كسى نقشه آن را به هم زد؟ فرمود: نخست طوفان زمان نوح و سپس اصحاب كسرى و نعمان و در پى آن زياد بن ابو سفيان. به او عرض كردم: مگر در زمان نوح كوفه و مسجدش بوده است؟ فرمود: آرى اى مفضّل، خانه نوح و كسان او در روستايى در كنار فرات قرار داشته است و آن روستا در سمت غرب كوفه بوده است. سپس فرمود: نوح مردى نجّار بود و خداوند او را به پيامبرى برگزيد. و نوح عليه السّلام نخستين كسى بود كه كشتىاى ساخت كه روى آب راه مىپيمود.
نوح نهصد و پنجاه سال در ميان مردم خويش بود و آنها را به سوى خدا فرا مىخواند و آنها او را به ريشخند مىگرفتند، و چون نوح اين را از ايشان بديد نفرينشان كرد و فرمود:
.. رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً^ إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً[١] و خداوند عزّ و جلّ به نوح وحى مىكرد كه كشتىاى بساز و فراخش
[١]« خدايا هيچ يك از كافران را بر زمين باقى مگذار، كه اگر باقيشان گذارى بندگانت را از راه به در كنند و جز تبهكار خدا انكار را نزايند»( سوره نوح/ آيه ٢٦ و ٢٧).