ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٠٠ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
شود و زمين لرزه پديد آيد.
دستور امير المؤمنين عليه السّلام بر توقّف لرزش زمين
[٣٦٦] تميم بن حاتم مىگويد: در خدمت امير المؤمنين عليه السّلام بوديم كه زمين بر خود لرزيد پس حضرت با دست بدان اشارت فرمود و گفت: تو را چه مىشود آرام گير، آن گاه رو به ما كرد و فرمود: آگاه باشيد كه اگر اين لرزش همان لرزشى بود كه خداى عزّ و جلّ فرموده پاسخم را مىداد ولى اين لرزش آن نبود.
در دوست داشتن شيعيان
[٣٦٧] ابو شبل مىگويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: هر كه شما را به سبب آيين و باورى كه داريد دوست بدارد به بهشت مىرود، اگر چه آن باور شما را نداشته باشد.
گرفته شدن نعمت از گروهى به واسطه عملكرد خودشان است
[٣٦٨] سلام بن مستنير از امام باقر عليه السّلام نقل كرده كه فرمود: آن گاه كه داستان امير المؤمنين عليه السّلام و طلحه و زبير و عايشه در بصره به پايان رسيد آن حضرت به منبر رفت و خداى را حمد و سپاس گفت و بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم درود فرستاد و سپس فرمود:
اى مردمان! آگاه باشيد كه دنيا شيرين و خرّم مىنمايد و مردم را به شهوات مىفريبد و خوشيهاى زودگذر خود را براى آنان مىآرايد، سوگند بخداى كه دنيا آرزومند خويش را مىفريبد و با كسى كه اميد آن را برد خلف وعده مىكند و زود است كه پشيمانى و افسوس براى مردمانى به بار آورد كه بدان روى كردهاند و در به كف آوردن آن با يك ديگر به رقابت برخاستهاند و بر دين باوران و اهل فضيلت، از سر ستم و كينهجويى و سركشى و گردن فرازى حسد ورزيدند و ستم روا داشتند.
بخدا سوگند هيچ گاه مردمى در خرّمى نعمتهاى خداوندى و نه در پرهيزگارى دايمى كه در انجام طاعت خدا و شكر نعمتهاى او زندگى خويش را سپرى كرده باشند از نعمتهاى