ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٥٨ - خطبه امير المؤمنين عليه السلام معروف به خطبه وسيله
و به خانه صلح و سلامت برديم، و بر پيكر آنها جامه ايمان پوشانديم، و بر اهل جهان به سبب ما پيروز و كامياب گشتند، و روزگار پيامبر، آثار نيكوكاران اعم از حمايتكننده مجاهد و نمازگزار خداپرست و معتكف زهد پيشه را بر آنها هويدا ساخت.
آنها امانت پرداز شدند و اقدامكننده به كار ثواب، تا اينكه خداوند عزّ و جل پيامبرش را نزد خود خواند، و به درگاه خويش برآورد. پس از او به اندازه چشم به هم زدنى يا درخشش برقى دوباره عقب گرد كردند، و به ارتجاع گراييدند و به خونخواهى برخاستند و جنگها كردند، و در خانه پيامبر را خاك ريز كردند، و خانهها را ويران نمودند و آثار رسول خدا را دگرگون ساختند و از احكامش روى برتافتند و از انوارش دور شدند، و به جاى جانشين او ديگرى را برگماشتند و او را پيشوا گرفتند. آنها ستمكار بودند و پيش خود انديشيدند انتخاب از خاندان ابو قحافه براى مقام پيامبر شايستهتر است از آنكه پيامبر خود كسى را براى مقامش برگزيند. و پيش خود پنداشتند مهاجر آل ابى قحافه بهتر است از آن مرد مهاجر و انصارى ربّانى، كه گنجينه هاشم بن عبد مناف است.
همانا نخستين گواهى دروغ و ناحق كه در اسلام داده شد، گواهى آنان بود در اينكه رفيق آنها از طرف رسول خدا به خلافت برگزيده شده است، و چون كار سعد بن عباده چنان شد كه شد، از اين گفته بر گشتند و گفتند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم درگذشت و به جاى خود كسى را خليفه و جانشين نكرد. و رسول خدا كه پاك و مبارك بود، نخستين كسى به شمار مىآيد كه عليه او به ناحق گواهى داده شد، و به زودى دريابند سرانجام آنچه را كه اوّلين گروه آنها بنياد نهادند، اگر چه در وسعت نشستند و در بهبودى براى عمر مقدّر، و در گشايش فرا رسيدن اجل، و بازگشت بسوى خدا، در حال غفلت ناشى از غرور، و آرامش وضع و آرزو، بسر مىبردند.
آنها بايد بدانند كه خداوند عزّ و جلّ شدّاد بن عاد و ثمود بن عبود و بلعم بن باعور را مهلت داد و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر آنها ارمغان كرد، و با اموال و عمرهاى طولانى بديشان يارى رساند، و زمين، بركات خود را بر آنها ارزانى داشت، تا مگر يادآور نعمتهاى خدايى گردند، و فرمان ايست او را بفهمند و به درگاه او بازگردند، و از بزرگى