ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٩١ - نهى از بدگويى مردم
الحسين عليه السّلام فرمود: پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از خديجه فرزندى جز فاطمه عليها السّلام نياورد كه بر سرشت و فطرت اسلام به دنيا آمده باشد. خديجه يك سال پيش از هجرت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از دنيا رفت و ابو طالب نيز يك سال پس از مرگ خديجه، ديده از جهان فرو بست، و چون پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هر دوى آنها را از دست داد از ماندن در مكّه دلتنگ شد و اندوه فراوانى وجود او را دربرگرفت و از شرّ كافران قريش بر جان خويش بيم برد و لذا به جبرئيل شكايت كرد و خداوند عزّ و جلّ به او وحى فرمود كه: از اين سرزمين كه مردمش ستمگرند بيرون رو و به مدينه هجرت كن كه در مكّه ديگر يارى برايت باقى نمانده است و علم جنگ با مشركان برافراز. در اين هنگام بود كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به سوى مدينه روى آورد.
سعيد بن مسيّب مىگويد: من عرض كردم: چه هنگام، نماز به گونهاى بر مسلمانان واجب شد كه امروز آن را به جاى مىآورند؟ امام عليه السّلام فرمود: در مدينه هنگامى كه دعوت به اسلام آشكار شد و اسلام جان گرفت و خداى عزّ و جلّ جهاد را بر مسلمانان واجب فرمود، پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هفت ركعت به نمازها بيفزود، دو ركعت به نماز ظهر و دو ركعت به نماز عصر، و يك ركعت به نماز مغرب و دو ركعت به نماز عشاء، و نماز صبح را همان گونه كه بود رها كرد، زيرا فرشتگان روز شتاب دارند كه از آسمان فرود آيند و فرشتگان شب نيز شتاب دارند كه زودتر به آسمان روند و فرشتگان شب و روز در نماز صبح پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شركت مىكردند و لذا خداوند فرموده است: ... وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً[١]، و هم مسلمانان و هم فرشتگان روز و شب در آن حاضر مىشوند.
نهى از بدگويى مردم
[٥٣٧] هشام بن سالم از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: چقدر آسان است آنچه مردم را از شما خشنود مىكند، زبانهاى خود را از [بدگويى به] آنها نگاه داريد.
[١]« و نماز صبح كه براستى نماز صبح محل حضور و اجتماع است»( سوره اسراء/ آيه ٧٨).