ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٩٩ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
پى آن مرد آن قدر رفتم تا به بئر الزكاة كه نزديك خانه صالح بن على بود رسيد، در آن جا دو شتر زانو بسته يافتم همراه غلامى سياه، از غلام پرسيدم: اين مرد كيست؟ گفت: على بن الحسين است. پس من به حضرت على بن الحسين عليهما السّلام نزديك شدم و درود فرستادم و عرض كردم: چرا به اين شهر آمديد، شهرى كه پدر و نيايت را در آن كشتند؟ فرمود: به زيارت پدرم آمدم و در اين مسجد نماز گزاردم و اينك رو به سوى مدينه دارم- درود خدا بر او باد-.
اشاره قرآن كريم به مظلومانه شهيد شدن امام حسين عليه السّلام و خونبهاى او
[٣٦٤] يكى از اصحاب امام صادق عليه السّلام مىگويد: از آن حضرت پيرامون آيه شريفه:
... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ ...[١] پرسش كردم.
حضرت فرمود: اين آيه در باره امام حسين عليه السّلام نازل شده است كه اگر همه زمينيان به خاطر او كشته شوند زيادهروى نشده است.
در موقع زمين لرزه
[٣٦٥] عبد الصمد بن بشير از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود: آن ماهى كه زمين را بر دوش مىكشد پيش خود گفت: منم كه با نيروى خود زمين را بر دوش دارم، پس خداوند ماهيى نزد او فرستاد كه كوچكتر از يك وجب و بزرگتر از يك سر انگشت بود.
اين ماهى به درون بينى او راه يافت و آن ماهى كلان بيهوش شد و چهل روز همچنان بيهوش بود كه خداوند عزّ و جلّ بدو مهر و رحمت ورزيد و آن ماهى از بينى وى بيرون آمد، پس هر گاه خداوند بزرگ اراده كند در جايى زمين لرزه پديد آيد اين ماهى را به سوى آن ماهى بزرگ مىفرستد، و هر گاه چشم آن ماهى به اين ماهى خرد افتد پريشان
[١]« و هر كه به ستم كشته شود براى ولىّ او تسلّطى دادهايم، امّا در كشتن زيادهروى نكند»( سوره اسراء/ آيه ٣٣).