ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٨٩ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
و با دست خود اشاره به گروه مردم كرد و سپس فرمود: إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا[١].
نظر امام باقر عليه السّلام پيرامون خليفه اوّل و دوّم
[٣٤٠] حنان بن سدير از پدرش روايت مىكند كه گفت: از امام باقر عليه السّلام پيرامون آن دو نفر [خليفه اول و دوم] پرسش كردم. حضرت فرمود: اى أبو الفضل! پيرامون آن دو از من چه مىپرسى؟ بخدا سوگند هرگز كسى از ما نمرده مگر آنكه خشم آن دو را در سينه داشته و اكنون كسى از ما نيست مگر آنكه از آن دو خشم دارد، و اين همان است كه سالخوردگان ما به كودكانمان سفارش مىكنند، چه، آن دو به حقّ ما ستم ورزيدند و از پرداخت سهممان جلو گرفتند و نخستين كسانى بودند كه بر گردن ما سوار شدند و در اسلام رخنهاى را به روى ما گشودند كه هرگز بسته نگردند تا آن گاه كه قائم ما قيام كند و سخنگوى ما سخن آغازد. سپس فرمود: هان بخدا سوگند كه اگر قائم ما قيام كند يا سخنگوى ما سخن آغازد از كارهاى آن دو چيزهايى را هويدا سازد كه تا آن هنگام پنهان بوده است و كارهايى از آن دو را بپوشاند كه تظاهر به آن مىكردهاند. بخدا سوگند هيچ بلا و گرفتارى بنيان نهاده نشد و بر سر خاندان ما نيامد مگر آنكه آن دو پايه آن را شالوده ريختند، پس نفرين خدا و فرشتگان و همه مردم بر ايشان.
ارتداد مردم پس از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
[٣٤١] نيز حنان از پدرش و او از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: همه مردم پس از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از دين برگشتند جز سه نفر. عرض كردم: آن سه نفر چه كسانى بودند؟
فرمود: مقداد بن اسود، ابو ذر غفارى و سلمان فارسى كه رحمت خدا و بركاتش بر ايشان باد. آن گاه پس از گذشت زمان كوتاهى مردمان ديگرى هم از مسأله آگاه شدند، و فرمود:
[١]« آنها نيستند مگر همچون چهارپايان يا حتّى گمراهتر»( سوره فرقان/ آيه ٤٤).