ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٧٠ - حديث امام صادق عليه السلام با منصور در كاروان او و آگاهى از وضع اجتماعى و تباهى مسلمانان هنگام ظهور حضرت حجت عليه السلام
و آواز آشكار گشته است، و مردم از آن گذر كنند و هيچ كس كسى را از آن منع نكند و كسى جرأت نكند جلو آن را بگيرد، و ديدى كسى كه از تسلّط او مىترسند، مردم را خوار مىكند.
و ديدى نزديكتر مردم به فرمانروايان كسى است كه، به دشنام ده ما اهل بيت، مدح و ثنا گويد، و ديدى هر كه ما را دوست دارد او را ناحق شمارند و گواهيش را نپذيرند، و ديدى كه در گفتار ناحق با هم رقابت كنند، و ديدى كه قرآن و شنيدنش بر مردم گران است، و شنيدن باطل بر مردم آسان، و ديدى همسايه از ترس زبان همسايه او را گرامى مىدارد، و ديدى حدود معطل شده، و در آن بنا بر هوى و هوس عمل مىشود، و ديدى كه مساجد آراسته گشته است [با نقّاشى و آب طلا كارى]، و ديدى كه راستگوتر مردم در ميان ايشان كسى است كه افترا زند و دروغ گويد، و ديدى شرّ پديدار شد، و هم سخن چينى، و ديدى ستمگرى شيوع يافت، و غيبت را سخن خوشمزه مىشمارند و مردم بدان يك ديگر را مژده مىدهند، و ديدى به حج مىروند، و جهاد مىطلبند، جز براى رضاى خدا، و ديدى سلطان مؤمن را به خاطر كافر خوار مىكند، و ويرانى بر آبادانى چيره مىگردد، و مردم از كم فروشى روزى مىخورند، و خونريزى را سبك و آسان مىشمرند، و مردم براى طلب دنيا رياست طلبد و خود را به بد زبانى شهره كند، تا از او ترسند، و امور بدو واگذار شود.
و ديدى نماز را خوار و سبك مىشمارند، و ديدى مردى را كه مال فراوان دارد، ولى از زمان دارايى آن زكاتش را نپرداخته است، و قبر مرده را نبش كنند، و مخدوشش سازند و كفنش را بفروشند، و ديدى كه آشفتگى فراوان شده است، و مرد شب كند در غفلت و خمارى، و بامداد كند در مستى، و باكى ندارد كه مردم در چه وضعى باشند، و ديدى كه با چهارپايان نزديكى مىشود، و بهائم يك ديگر را بدرند، و ديدى مردى به جاى نماز خود برود و برگردد در حالى كه جامهاى به تن ندارد، و ديدى دل مردم سخت شده و ديدگانشان خشكيده، و ياد خدا بر آنها گران است.
و ديدى حرام خوردن پديدار شده است، و در آن با يك ديگر رقابت مىكنند، و ديدى