ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٠٢ - تفسير امام صادق عليه السلام در مورد آيه ١٦٥ سوره اعراف
جابر بن يزيد و هفتاد حديث
[١٤٩] جابر بن يزيد مىگويد: امام باقر عليه السّلام هفتاد حديث به من گفت كه هرگز به كسى نگفتم و هرگز به كسى نخواهم گفت، و چون امام باقر عليه السّلام رحلت فرمود بر دوشم سنگينى كرد و سينهام تنگ شد، لذا نزد امام صادق عليه السّلام رفتم و عرض كردم: قربانت گردم: پدرت هفتاد حديث به من گفته كه هيچ يك از آنها از دهان من بيرون نيامده است و امام باقر عليه السّلام به من سفارش كرده كه آنها را نهفته دارم و اينك بر دوش من سنگينى مىكند و سينهام از آن تنگ شده، چه دستور مىدهيد؟ امام صادق عليه السّلام در پاسخ فرمود: اى جابر! هر گاه سينهات تنگ شد به بيابان برو و گودالى بكن و سر را در آن فرو بر و بگو امام باقر مرا چنين و چنان حديث كرده است، و سپس آن گودال را پر از خاك كن، زيرا زمين راز تو را نگاه مىدارد.
جابر مىگويد: چنين كردم و از آنچه احساس مىكردم رهايى يافتم.
از اسماعيل بن مهران نظير اين حديث روايت شده است.
نهى از همنشينى با كسانى كه موجب بدنامى مىشوند
[١٥٠] حارث بن مغيره مىگويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: من تندرستان شما را به گناه بيمارانتان مؤاخذه مىكنم و چرا چنين نكنم؟ از مردى به شما آن مىرسد كه موجب زشتى شما و من است و باز هم با او و همگنانش همنشينى مىكنيد و سخن مىگوييد و كسى به شما گذر مىكند و مىگويد: اينها كه با او نشستهاند از او بدترند. اگر هنگامى كه از سوى اين گونه افراد به شما آن رسد كه ناخوشتان مىآيد با آنها درشتى كنيد و برانيدشان براى شما و من بهتر خواهد بود.
تفسير امام صادق عليه السّلام در مورد آيه ١٦٥ سوره اعراف
[١٥١] امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه: فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ