ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ١٨٦ - داستان رحلت حضرت سليمان
تو بدان دست برده است، و در تأمين هزينه آخرت هم كه ياورى نيابى تا در جمع آورى آن به تو يارى رساند.
طلب رفع حاجت مؤمن از غير خدا (كافر يا مؤمن)
[١١٣] يونس بن عمّار مىگويد: شنيدم كه امام صادق عليه السّلام مىفرمود: هر مؤمنى كه شرح نياز و سختىاش، نزد كافر يا مخالف مذهب خود برد چنان است كه گويى شكايت خداوند عزّ و جل را نزد يكى از دشمنانش برده است، و هر مؤمنى كه شرح نياز و سختى نزد مؤمنى برد گويى شكايت نزد خداوند برده است.
داستان رحلت حضرت سليمان
[١١٤] امام صادق عليه السّلام مىفرمايد كه خداوند عزّ و جلّ به سليمان بن داود وحى كرد كه:
نشانه فرا رسيدن زمان مرگت درختى است كه از بيت المقدس برآيد كه بدان «خرنوبه» گويند. فرمود: روزى سليمان ديد كه اين درخت از بيت المقدس سر برآورده است.
سليمان به آن درخت گفت: چه نام دارى؟ و آن در پاسخ گفت: خرنوبه خوانده مىشوم، در اين هنگام سليمان به سوى محرابش شتافت و در آن بر عصاى خود تكيه زد و همان ساعت خرقه تهى كرد. امام عليه السّلام فرمود: جن و انس همه خدمت او مىكردند و به فرمان او مىشتافتند تا جايى كه آنها مىانديشيدند كه سليمان زنده است و نمرده. هر بام و شام مىديدند كه او در محرابش ايستاده و برجاست تا آنكه در عصايش موريانه پديد آمد و آن را بخورد و عصا شكست و سليمان به رو بر زمين افتاد. آيا نشنيدهاى كه خداوند مىفرمايد: فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ[١].
[١]« پس چون[ سليمان] فرو افتاد براى جنّيان روشن گرديد كه اگر غيب مىدانستند در آن عذاب خفّتآور[ باقى] نمىماندند»( سوره سبأ/ آيه ١٤).