ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٣٤ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
مدّت عمر حضرت نوح عليه السّلام
[٤٢٩] برخى از اصحاب ما از امام صادق عليه السّلام روايت مىكنند كه فرمود: نوح دو هزار و سيصد سال عمر كرد، هشتصد و پنجاه سال پيش از آنكه به پيامبرى برانگيخته شود و نهصد و پنجاه سال در ميان مردم ايشان را به سوى خدا فرا مىخواند و پانصد سال پس از طوفان، كه كشتى فرود آمد و آب فرو نشست و شهرها را از نو بنياد نهاد و فرزندانش را در شهرها جا داد. سپس فرشته مرگ در حالى نزد او آمد كه وى در آفتاب نشسته بود و به او گفت: آمدهام تا جانت را بگيرم. نوح فرمود: اجازه مىدهى از آفتاب به سايه بروم؟ گفت:
آرى. نوح از آفتاب به سايه آمد و سپس فرمود: اى فرشته مرگ! آنچه از عمر دنيا بر من گذشت چونان آمدن من بود از آفتاب به سايه، اكنون آنچه را بدان مأمور هستى انجام بده، و بدينسان عزرائيل جان او را بستاند.
داستان رحلت حضرت نوح عليه السّلام
[٤٣٠] اسماعيل بن جابر و ديگران از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه: حضرت نوح عليه السّلام پس از طوفان پانصد سال زندگى كرد و سپس جبرئيل از سوى خدا نزد او آمد و گفت: اى نوح! دوران پيامبرى تو به سر رسيده و روزگارت به نهايت گراييده، پس به اسم اكبر و ميراث علم و نشانههاى علم پيامبرى كه همراه توست بنگر و آنها را به پسرت سام بسپر، زيرا من زمين را واننهم جز آنكه در آن دانشمندى باشد كه طاعت من با او شناخته آيد و راه هدايت من بدو دانسته گردد و او وسيله نجاتى باشد در فاصله مرگ يك پيامبر و برانگيخته شدن پيامبرى ديگر، و شيوه من چنان نيست كه مردم را بدون حجتى از سوى خويش و بدون فرا خوانندهاى به سوى خود و راهنمايى به راهم و كسى كه داناى به فرمان من باشد وانهم، و حكم كردهام كه براى هر قومى هدايتگرى بگمارم كه سعادتمندان را بدو ره بنمايم و حجّت من باشد براى نگون بختان. امام عليه السّلام فرمود: پس نوح عليه السّلام اسم اكبر و ميراث علم و آثار علم نبوت را به سام سپرد، در حالى كه حام و يافت دانشى