ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٠٩ - امام صادق عليه السلام بر سر سفره شام
كه چون به نماز مىايستاد رنگش دگرگون مىشد تا جايى كه اين دگرگونى از چهرهاش دانسته مىشد، و كسى از فرزندان على عليه السّلام جز على بن الحسين عليه السّلام تاب و توان انجام آن را نداشت.
نشانههاى دوستان على عليه السّلام و شيوه آن حضرت
[١٧٣] حسن صيقل مىگويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود: همانا دوست على عليه السّلام جز حلال نخورد، زيرا سرور و مولاى او چنين بود، و دوست عثمان پروايى ندارد كه حلال بخورد يا حرام، زيرا سرور او چنين بوده است. امام عليه السّلام به سخن پيرامون على عليه السّلام بازگشت و گفت: هان، سوگند به آنكه جان على را ستاند او از دنيا حرامى نخورد- چه كم و چه زياد- تا آن گاه كه از دنيا برفت، و هيچ گاه دو كار برايش پيش نيامد كه هر دو طاعت از خدا بود مگر آنكه همان را برمىگزيد كه بر تن او سختتر بود، و هرگز رويداد دشوارى براى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پيش نيامد مگر آنكه بر پايه اعتماد به على عليه السّلام او را در پى انجام آن كار مىفرستاد، و هيچ كس در ميان امّت، جز على عليه السّلام، توان انجام كارهاى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را نداشت، و او چنان عمل مىكرد كه گويى بهشت و دوزخ را مىبيند. او هزار بنده را از اصل مال خود آزاد كرد كه حاصل كدّ يمين و عرق جبين او بود، و آن را براى خشنودى خدا و رهايى از آتش انجام مىداد، و طعام او نبود مگر سركه و زيت، و شيرينى او همان خرمايى بود- اگر آن را مىيافت- و جامه كرباسى بر تن مىكرد و اگر بلند بود قيچى طلب مىكرد و افزوده آن را مىبريد.
امام صادق عليه السّلام بر سر سفره شام
[١٧٤] كارگزار محمّد بن راشد مىگويد: بر سر شام امام صادق عليه السّلام در شبى تابستانى حاضر شدم. سفرهاى گسترده و در آن نانى نهاد و قدحى پر از تريد و گوشت كه مىجوشيد. دست در آن نهاد و دريافت كه داغ است، پس دست برداشت و فرمود: از آتش دوزخ بخدا پناه مىجوييم، از آتش دوزخ بخدا پناه مىبريم، ما تاب تحمّل اين را