ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٥٧ - خطبه امير المؤمنين عليه السلام معروف به خطبه وسيله
را لعنت كنند و هر كدام از يار خود بيزار باشد، و چون به همراه خود رسد، گويد: اى كاش ميان من و تو دورى از مشرق تا مغرب بود، چه بد همنشينى بودى و آن بخت برگشته ديگرى، با افسردگى پاسخش دهد: اى كاش من هم ترا دوست نگرفته بودم، هر آينه مرا از رهنمودى كه برايم آمده بود گمراه ساختى، و شيطان است كه خواركننده آدمى است.
منم آن رهنمودى كه از آن گمراه شد، و راهى كه از آن كناره گرفت، و ايمانى كه بدان كفر ورزيد و قرآنى كه از آن روى برتافت، و دينى كه دروغش شمرد، و پلى كه از آن سرنگون شد، و اگر چه آن دو در متاع بىبهاى فناپذير همراه با غرور چريدند، و در آن بر پرتگاه دوزخ به سر بردند، ولى به هر روى انجام بدى خواهند داشت همراه با آمدنى آكنده از نوميدى و لعنت. با لعنت بر يك ديگر فرياد كشند و با افسوس هماغوش گردند، و براى آنها راحتى و از عذاب چاره و گريزشان نباشد. همانا اين مردم هماره بت مىپرستيدند، و در خدمت بتها براى آنها مراسم پرستش برپا مىكردند و براى آنها نذر مىگذرانيدند، و براى بتها نذرهايى بنام بحيره و وصيله و سائبه و حام، قربانى مىكردند و با ازلام، استخاره مىنمودند. از خداوند عزّ و جلّ بىخبر بودند و از راه راست سرگردان، سرافكندگان ديار غربت بودند، و شيطان بر آنان سيطره داشت، و تيرگى دوران جاهليّت آنها را سر تا پا در كام خود بلعيده بود، و نادانى را با شير از پستان مادر مىمكيدند، و به گمراهى از شير باز گرفته مىشدند.
خداوند ما را از براى مهر و رحمت خود به سوى آنها فرستاد و به دلسوزى بر آنها بازرس و سرپرست قرار داد، و پرده تيره نادانى را به وسيله ما به يك سو زد، تا نور باشد براى هر آنكه از آن برگيرد، و فضيلتى باشد براى هر آن كس كه دنبال آن رود، و تأييد باشد براى هر آن كس كه آن را باور دارد. پس از خوارى به مسند عزّت نشستند، و با اينكه اندك بودند بسيار گشتند، و قلبها و ديدگان از ايشان هيبت پذيرفتند، و جبّاران و مردم ايشان، گردن به فرمان آنها نهادند، و صاحبان نعمتهاى پر آوازه و كرامت، فراوان شدند، و پس از ترس، آسودگى و پس از تفرقه و پريشانى، اتحاد و همبستگى يافتند، و مفاخر معد بن عدنان به وسيله ما تابنده و درخشان گشت، و ما آنها را به باب هدايت درآورديم،