ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٩٩ - خطبه امير المؤمنين عليه السلام(بعد از كشته شدن عثمان و بيعت با آن حضرت)
محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده او، پايان پيامبران است، و حجّت خدا بر همه جهانيان.
تصديقكننده همه رسولان نخستين، و به مؤمنان مهرورز و مهربان بود، و خدا و فرشتهها بر او و بر خاندان او صلوات فرستادند.
امّا بعد، اى مردم همانا ستم و تجاوز، صاحبان خود را به دوزخ مىكشند، و نخستين كسى كه بر خدا ستم كرد عناق دختر آدم عليه السّلام، بود و نخستين كشته خشم خدا عناق بود كه يك جريب بود در يك جريب زمين را نشيمن خود مىداشت، و داراى بيست انگشت بود كه در هر انگشتى دو ناخن همچون داس داشت. و خداوند عزّ و جل بر او شيرى مسلّط كرد همچون فيلى و گرگى به مانند شترى و كركسى به بزرگى استرى كه او را كشتند، و محققا خداوند پيشگان را، در بهترين و ايمنترين وضعى كه داشتند بكشت، از هامان جان گرفت و فرعون را نابود كرد و عثمان هم كشته شد.
گرفتارى شما به وضعى برمىگردد كه در آن روز خداوند، پيامبر خود را برانگيخت.
سوگند بخدايى كه او را به راستى برانگيخت، درهم شويد و كاملا غربال گرديد، و همچون ديگى كه بر سه آتش باشد، با چوبه آزمايش شما را زير و رو كنند و از اين رو به آن رو بگردانند و به هم آميزند تا آنكه زيرترين شما بر فراز آيد و فرازترين شما زيرتر از همه گردد، و بايد پيشتازانى به جلو روند كه عقب نگاهداشته شدهاند، و عقب نگاهداشته شوند كسانى كه پيش افتاده بودند.
بخدا سوگند به اندازه يك نقطه خال، چيزى بر من پوشيده نيست، و حتى يك بار هم دروغ نگفتهام، و من به اين مقام و اين روز خبر داده شدهام. همانا خطاها مانند اسبهاى چموش و سركشى هستند كه اهل آنها را، بر آن سوار كرده و لگام از آن برگرفته شده تا آنجا كه سوار خود را به دوزخ برد. همانا تقوى در هر چيزى، مانند مركبى است رام، كه اهل آن را بر آنها سوار كنند و مهارشان را به دست سواران مىدهند و به اختيار خود آنها را مىرانند تا آنكه سواران خود را به بهشت مىرسانند. درهاى بهشت به روى آنان باز است و بوى آن را مىشنوند و نسيم خوش آن را در مىيابند و به آنها گويند: درآييد با سلامتى و آسودگى.