ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٦١ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
فرستد. پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دستور داد منبرى در بيرون شهر بنهند. منبر به بيرون از شهر آورده شد و مردم اجتماع كردند. پيامبر بر منبر رفت و دعا كرد و به مردم دستور داد كه آمين بگويند. طولى نكشيد كه جبرئيل نازل شد و عرض كرد: اى محمد! به مردم بگوى كه خداى تو بديشان وعده كرده است كه در فلان روز و فلان ساعت بر ايشان باران فرو خواهد فرستاد.
مردم به انتظار آن روز و ساعت روز شمارى مىكردند تا چون ساعت مقرر فرا رسيد خداوند عزّ و جلّ بادى فرستاد كه ابرها را در هم ريخت و آسمان را پوشانيد و دهنه خود را رها كرد، [كنايه از شدت باران است]. همان افراد خدمت پيامبر رسيدند و عرض كردند: اى پيامبر! از خدا بخواه تا جلوى باران را بگيرد كه ما نزديك است غرق شويم.
همه مردم گرد آمدند. پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دوباره دست به دعا برداشت و به مردم نيز فرمان داد آمين بگويند. مردى از ميان جمعيّت گفت: اى رسول خدا! دعا را بلند بخوان تا ما هم بشنويم، زيرا همه دعايى را كه تو مىخوانى ما نمىشنويم. پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود:
بگوييد: خدايا! بر پيرامون ما ببارد نه بر ما. خدايا! اين باران را بر دل صحرا بريزان و در پاى درختها و چراگاههايى كه گلهداران رمههاى خود را مىچرانند. خدايا! آن را رحمت قرار ده و عذابش قرار مده.
هميشه برق آسمان به دنبال خود باران دارد
[٢٦٧] امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: هيچ گاه آذرخشى نه در تاريكى شب و نه در روشنايى روز نجهد مگر آنكه باران همراه خود دارد.
جايگاه ابرها در روى زمين
[٢٦٨] ابن عزرمى در حديث مرفوعى روايت مىكند كه از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدند:
ابرها در كجا هستند؟ فرمود: بر درختى و روى تلّى در كنار دريا كه در همان جا مأوا مىكنند، و چون خداوند عزّ و جلّ اراده كند كه آن را به جايى روانه سازد بادى بفرستد تا