ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٥٠ - خطبه امير المؤمنين عليه السلام معروف به خطبه وسيله
كار خوب فرمان دهد ٧- پند گويى كه از زشت باز دارد ٨- تسليت گويى كه غمها بدو آرام گردد ٩- حاضرى كه كينه بدو برطرف شود ١٠- دلربايى كه گوشها از آن لذّت بردند.
اى مردم! همانا دم بستن از حكمت خيرى به همراه ندارد و سخن ناآگاهانه گفتن نيز از خوبى به دور است.
اى مردم! هر كه زبان خويش را نگاه ندارد پشيمان شود، و هر كه نداند به نادانى افتد، و هر كه خويش را به بردبارى واندارد بردبار نشود، و هر كه مهار خود را نكشد خردمند نيست، و هر كه خردمند نيست خوار گردد، و هر كه خوار شود احترام نگردد، و هر كه احترام نگردد مورد سرزنش قرار گيرد، و هر كه مالى را به ناحق بدست آورد بيجا خرجش كند، و هر كه به گونهاى نيكو دست از بدى نكشد بر آن وادار گردد و با نكوهش و بيچارگى دست از آن بشويد، و هر كه نشسته عطا نكند در حالى كه ايستاده است چيزى بدو ندهند، و هر كه عزّت را به ناحق طلبد خوار گردد، و هر كه با ستم چيره شود بدو چيرگى يابند، و هر كه با حق به دشمنى برخيزد زبونى را ملتزم گردد، و هر كه تدبّر كند با وقار باشد، و هر كه تكبّر ورزد كوچك شود، و هر كه احسان نكند او را نستايند.
اى مردم! شگفتترين عضو انسان قلب اوست كه موادّى از حكمت و اضدادى خلاف آن را در خود جاى داده است، اگر اميدى برايش پيش آيد طمع خوارش مىسازد، و اگر شعله طمعش برافروخته گردد حرصش او را بكشد، و اگر نوميدى گريبانش بگيرد افسوس او را از پاى درآورد، و اگر خشمگين شود غيظ او سخت گردد، و اگر با رضايت نيكبخت گردد مصلحت بينى را فراموش كند، و اگر بيمى بدو رسد پرهيز او را مشغول دارد، و اگر بسى آسوده گردد غريب و غرور او را دريابد، و اگر نعمتى نو برايش پديد آيد عزّت وجود او را در برگيرد، و اگر مالى بدو رسد بىنيازى او را به طغيان كشد، و اگر به فقر گرفتار آيد بلا مشغولش گرداند، و اگر مصيبتى بدو رسد ناله او را به رسوايى كشد، و اگر گرسنگى او را بفرسايد سستى او را در جايش نشاند، و اگر در سيرى زيادهروى كند شكم پيچه او را در فشار قرار دهد، پس هر كوتاهى براى او زيانمند و هر افراطى براى او تباهىزاست.