ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٤٣٩ - خطبهاى از امير مؤمنان عليه السلام در بيان وظائف مؤمنين در دوران رواج باطل
پس از من زمانى بر شما بيايد كه در آن روزگار چيزى پوشيدهتر از حق و آشكارتر از باطل و فزونتر از دروغ بر خداى تعالى و رسولش صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نيست، و در ميان مردم آن روزگار بىارزشترين كالا كتاب خداست اگر آن گونه كه بايد خوانده شود، و هيچ كالايى پر مشترىتر از همان كتاب خدا نيست اگر آياتش از جاى خود تحريف و تغيير يابد. در ميان بندگان و هم در ميان شهرها در آن روزگار چيزى از معروف بيشتر مورد انكار نمىباشد، و چيزى هم از منكر، بيشتر مطلوب نيست. در آن زمان هيچ كار هرزهاى بدتر و هيچ كيفرى جانگيرتر، از راهيابى به وقت گمراهى نيست، زيرا قرآندانان، قرآن را پشت سر اندازند و حافظانش، آن را در طاق نسيان نهند تا آنكه تمنّيات نفسانى ايشان را در پى خود كشاند، و اين شيوه را از پدران خود به ارث برند و به دروغ دست به تفسير و تحريف قرآن زنند و آن را به بهاى كمى بفروشند و بدان تمايلى نداشته باشند. در اين زمان است كه قرآن و اهل آن مطرود از جامعه مىگردند، و هر دوى آنها همراهان يك راهند، و كسى پناهشان ندهد. وه كه چه همراهان پسنديدهاى! خوشا به حال آن دو و آنچه كه به خاطرش مىكوشند.
در آن روزگار قرآن و اهل قرآن در ميان مردمند، ولى در حقيقت همراه با ايشان نيستند. اين مردم بر اساس جدايى گرد هم جمع شوند و از جماعت جدا گردند. سرپرستى كار اين مردم و كار دينشان را كسانى عهده دارند كه به نيرنگ و زشتكارى و رشوه و آدمكشى در ميان آنها رفتار كنند، گويا خود را جلوداران قرآن مىانگارند، و حال آنكه قرآن، جلودار آنها نيست. جز نامى از حق در ميان آنها ديده نمىشود و از قرآن جز خط و نوشتهاى در ميان ايشان بر جاى نمانده است.
كسى است كه آوازه حكمتهاى قرآن به گوشش خورده و به پيروى آن درآيد، ولى هنوز از آن مجلس برنخاسته كه از دين بيرون رود و از روش پادشاهى به آيين پادشاهى ديگر درآيد و از تحت سرپرستى پادشاهى به سرپرستى پادشاهى، ديگر برآيد و از پيروى زمامدارى به پيروى زمامدارى، ديگر درآيد و از تعهّدات سلطانى، به زير بار تعهّدات سلطانى ديگر برود، و بتدريج آن گونه كه خود خبر ندارند خداى تعالى آنان را با آرزو