ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٤٤٠ - خطبهاى از امير مؤمنان عليه السلام در بيان وظائف مؤمنين در دوران رواج باطل
و اميد به نابودى كشاند، و براستى كه دام خدا بسيار استوار است تا بدان جا كه در گناه و نافرمانى زاده شوند و به ستم، ديندارى كنند، و حال آنكه قرآن كريم از جور و ستم هرگز نگذرد. گمراهانى هستند سرگردان كه به غير دين خداى عزّ و جلّ، ديندارى كنند و براى غير خدا سر تعظيم فرود آرند.
مساجد ايشان در آن روزگار از گمراهى آباد و از هدايت ويران است، [حق هدايت در آنها دگرگون گشته] قاريان قرآن و آبادكنندگان مساجد در آن زمان نوميدترين خلق خدا و آفريدگان آنند. گمراهى از آنان سرچشمه گيرد و بدانان باز گردد، و لذا حضور در مساجد آنها و رفتن به سوى ايشان، كفر است بخداى بزرگ، مگر كسى كه به مساجد آنان برود در حالى كه از گمراهى آنان آگاه باشد. در نتيجه رفتار و كردار آنها بر اين شيوه، مساجدشان از هدايت ويران و از گمراهى آباد است.
سنّت خدا دگرگون گشته و به حدود و مقرّراتش تجاوز شده، و به سوى رهنمايى دعوت نكنند و غنايم را ميان اهلش تقسيم نكنند و به عهد و پيمان، وفادار نيستند.
كشتههاى خود را كه بدينسان [به دستور اين گونه زمامداران نابحق] در جنگها كشته شوند [نابجا] شهيد خوانند. با افترا و انكار سوى خداوند آمدهاند. و با جهل و نادانى از دانش بىنيازى مىجويند، و اينها بيشتر مردان نيك و شايسته را به انواع شكنجهها عذاب دادند، سخن راست آنها را افتراء بر خدا ناميدند، و كار نيك آنها را به بدى پاداش دادند.
براستى خداوند عزّ و جل پيامبرى از جنس خودتان براى شما فرستاد. بر او ناگوار است كه شما در رنج باشيد و نسبت به خوشى و رفاه شما آزمند است، و بويژه نسبت به مؤمنان بسيار مهر ورز و مهربان است، و براى آن پيامبر، كتابى بىمانند فرستاد، كه نه از قبل و نه از بعد باطلى بدان راه ندارد. تنزيلى است از خداوند حكيم و حميد، قرآنى است به زبان عربى، بدور از كژى تا بيم دهد هر آن كس را كه زنده باشد و فرمان عذاب را بر كافران ثابت كند.
چنين مباد كه آرزوى بيجا، شما را از توجّه به حق بركنار دارد و مبادا عمر خويش را دراز بپنداريد، چه، آنان را كه پيش از شما بودند، آرزوى دراز و سرپوش نهادن بر موقع مرگ،