درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٨١ - زندگى، سختى دارد!
دعوت مىكند و پس از مدّتى سكوت، به وى مىفرمايد: «از زندان كوفه برايم بگو كه چگونه جايى است؟». وى گفت: تنگ و متعفّن با بدترين زندانبانان! امام (ع) به وى فرمود:
«فَإِنَّما أنتَ فِي السِّجنِ فَتُريدُ أن تَكونَ فيهِ في سَعَةٍ؟ امّا عَلمتَ أنَّ الدُّنيا سِجنُ المُؤمِنِ؟؛
همانا تو اكنون در زندان هستى. آيا مىخواهى درون آن، در گشايش باشى؟ آيا نمىدانى كه دنيا زندان مؤمن است؟».[١]
در اين بيان، به واقعيت زندگى- كه همان سختىهاى آن است- اشاره شده است. امام (ع)، با توجّه دادن آن شخص به اجتنابناپذيرى سختىهاى زندگى و با تصحيح انتظار وى از زندگى، توان مقاومت وى را بالا مىبَرَد و از فشار روانى وى مىكاهد. اگر انسان بداند كه دنيا جاى راحتى نيست، راحت زندگى مىكند و از ناملايمات، به تنگ نمىآيد. پيامبر خدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
أيُّهَا النّاسُ! هذِهِ دارُ تَرَحٍ لا دارُ فَرَحٍ ودارُ التِواءٍ لا دارُ استِواءٍ، فَمَن عَرَفَها لَم يَفرَح لِرَجاءٍ ولَم يَحزَن لِشَقاءٍ.[٢]
هان اى مردم! اين [دنيا]، خانه رنج است، نه خانه سرور، و خانهاى است پيچيده، نه خانهاى ساده. از اين رو، هركس آن را بشناسد، با برآورده شدن آرزويى، مسرور نمىشود و با ناكام شدن، اندوهگين نمىگردد.
در اين بيان نورانى، امام (ع)، نخست به معرّفى واقعيت دنيا پرداخته است و سپس به نقش شناخت و آگاهىيابى از اين واقعيت اشاره مىكند و مىفرمايد كه: هماهنگى شناخت انسان با واقعيت دنيا، موجب مىگردد كه نه از خوشىهايش سرمست شويم و نه از ناخوشىهايش غمين و افسرده. ميان اين دو واكنش نيز همبستگى وجود دارد. آنان كه از ناخوشىها شاكى و ناراضى مىشوند، در خوشىها نيز سرمست و مغرور مىگردند و هر دو واكنش، ريشه در شناخت نادرست و ناهماهنگ از نظام هستى دارد. دنيا، هم سختى دارد و هم خوشى. فقدان شناخت صحيح، موجب دو نابههنجارى مىشود: سرمستى در
[١]. الكافى، ج ٢، ص ٢٥٠، ح ٦؛ المؤمن، ص ٢٦، ح ٤٣؛ مشكاه الأنوار، ص ٢٧١؛ بحار الأنوار، ج ٦٨، ص ٢١٩، ح ٩.
[٢]. بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ١٨٧، ح ٣٥؛ أعلام الدين، ص ٣٤٣.