درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٣٤ - عدم دلبستگى به دنيا
مَن كَرُمَت عَلَيهِ نَفسُهُ صَغُرَتِ الدُّنيا فِى عَينِهِ، وَمَن هَانَت عَلَيهِ نَفسُهُ كَبُرَتِ الدُّنيا فِى عَينِهِ.[١]
هر كه كرامت نفس داشته باشد، دنيا در چشمش كوچك خواهد بود، و هر كه حقارت نفس داشته باشد، دنيا در چشمش بزرگ خواهد بود.
بيان روانشناختى اين مطلب به اطمينان و امنيت خاطر صاحب چنين عقيدهاى بر مىگردد. گويا او نيازى به اين مسائل زودگذر ندارد و اميد و توجّه او به موضوعات متعالىتر است. در پژوهش اكبرى (١٣٨٢) رابطه منفى و معنادار ميزان دنياگرايى و سلامت روان بررسى شده است. از نظر قرآن، دنياطلبى و دنياگرايى افراطى، پيامدهاى اعتقادى مانند: انكار خدا و قيامت،[٢] و پيامدهاى اخلاقى و رفتارى مانند: ترس از مرگ،[٣] تفاخر،[٤] تكاثر،[٥] بخل،[٦] اضطراب،[٧] اسراف،[٨]
[١]. جامع الأخبار، ص ٢٩٦. نظير همين از امام زين العابدين( ع):
مَن كَرُمَت عَلَيهِ نَفسُهُ هَانَت عَلَيهِ الدُّنيا؛ هر كه كرامت نفس داشته باشد، دنيا نزد او حقير است( تحف العقول، ص ٢٧٨).[٢].( ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ؛ سپس سرانجامِ كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند، به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند)( سوره روم، آيه ١٠).
[٣].( قُلْ إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ؛ بگو: اگر آن[ چنان كه مدعى هستيد] سراى ديگر در نزد خدا، مخصوص شماست نه ساير مردم، پس آرزوى مرگ كنيد اگر راست مىگوييد)( سوره بقره، آيه ٩٤).
[٤].( فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ؛[ روزى قارون] با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد. آنها كه خواهان زندگى دنيا بودند، گفتند:« اى كاش همانند آنچه به قارون داده شده است، داشتيم! به راستى كه او بهره بزرگى دارد!)( سوره قصص، آيه ٧٩).
[٥].( وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ؛ و ما در هيچ شهر و ديارى پيامبرى بيم دهنده نفرستاديم، مگر اينكه مرفّهان آنها[ كه مست ناز و نعمت بودند] گفتند: ما به آنچه فرستاده شدهايد، كافريم!)( سوره سبأ، ٣٤).
[٦].( إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ؛ كه انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است)( سوره عاديات، آيه ٦).
[٧].( وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ؛ خداوند[ براى آنان كه كفران نعمت مىكنند،] مثلى زده است: منطقه آبادى كه امن و آرام و مطمئن بود و همواره روزىاش از هر جا مىرسيد؛ امّا به نعمتهاى خدا ناسپاسى كردند؛ و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مىدادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانيد)( سوره نحل، آيه ١١٢).
[٨].( إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ؛ خداوند، كسى را كه اسرافكار و بسيار دروغگوست، هدايت نمىكند)( سوره غافر، آيه ٢٨).