درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٩ - لذت غيرمجاز
كرد و رفت، ديگر به بازگشتش اميدى نيست، و آنچه مىآيد، دانسته نيست تا بتوان در انتظارش نشست. رنج دنيا، با خوشى پيوسته است، و بقاى آن، به فنا مىانجامد. شادىاش با اندوه آميخته است، و زندگى در آن، به ناتوانى و سستى مىانجامد.[١]
با توجّه به مطالب بالا مىتوان نتيجه گرفت كه لذايذ دنيوى، مشروط بر جهتگيرى به سمت تعالى و سعادت، در بين لذات مجاز قرار مىگيرند و صاحب آن را به خوشى و سعادت رهنمون خواهند كرد. تجربه اين گونه لذّت، بدون اين كه پيامد منفى داشته باشد، لذّتجويى انسان را ارضا مىكند و زمينه گرايش به اعتياد را كاهش مىدهد.
لذّت غيرمجاز
با توجّه به مفهوم لذّت مجاز- كه مطرح شد-، لذّتگرايى منفى نيز حكمش مشخّص مىشود. يك شيوه برخورد با لذّتهاى مادى اين است كه از يك سو به ويژگى خوشايندى و رضايتمندى ظاهرى آن توجّه شود و از سوى ديگر به استحقاق بهرهمندى بىحدّ و حساب از آن. عمده روايات نقل شده در خصوص لذّت، به طرق مختلف در نكوهش اين نوع برخورد، سخن گفتهاند. شيوه برخورد احاديث با هرگونه كامجويى و لذّتهاى حلال، همواره با احتياط و كنترل همراه بوده است. احاديث مربوط به موضوع تقسيم زمان براى اوقات روزانه، بخشى از زمان را براى استفاده بردن از آن در جهت هر گونه تفريح و امور لذّتبخش و حلال، مجاز مىشمارند.[٢]
در اين بين، احاديث ديگرى نيز به بيان دقيقتر موضوع پرداختهاند و آوردهاند كه زمان مربوط به تفريح و لذّت، براى تجديد قوا بودن و به منظور شروع كردن دوباره فعاليت در بخشهاى قبلى است نه اين كه صرفاً به منظور لذّت بردن باشد. مانند اين حديث شريف
[١].
انظُروا فِي الدُّنيا نَظَرَ الزّاهِدِ المُفارِقِ لَها، فَإِنَّها تُزيلُ الثّاوِيَ السّاكِنَ وتَفجَعُ المُترَفَ الآمِنَ، لا يُرجى مِنها ما تَوَلّى فَأَدبَرَ، ولا يُدرى ما هُوَ آتٍ مِنها فَيُنتَظَرَ، وُصِلَ البَلاءُ مِنها بِالرَّخاءِ، وَالبَقاءُ مِنها إلى فَناءٍ، فَسُرورُها مَشوبٌ بِالحُزنِ، وَالبَقاءُ فيها إلَى الضَّعفِ وَالوَهنِ ( الكافى، ج ٨، ص ١٧، ح ٣؛ تنبيه الخواطر، ج ٢، ص ٣٩).[٢].
للمؤمنِ ثلاثُ ساعاتٍ: فساعَةٌ يُناجِي فيها رَبَّهُ، و ساعَةٌ يَرُمُّ مَعاشَهُ، و ساعَةٌ يُخَلِّي بينَ نفسِهِ و بينَ لذّتها فيما يَحِلُّ و يَجمُلُ؛ مؤمن، اوقات خود را سه بخش مىكند: زمانى كه در آن با پروردگار خود به راز و نياز مىپردازد؛ زمانى كه به تحصيل معاش دست مىيازد؛ و زمانى كه به لذّتهاى حلال و نيكو مىگذراند( نهج البلاغه، حكمت ٣٩٠).