درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٧ - لذت مجاز
... فَلا يَكُن أفضَلُ ما نِلتَ في نَفسِكَ مِن دُنياكَ بُلوغَ لَذَّة أو شِفاءَ غَيظٍ، ولكِن إطفاءَ باطِلٍ أو إحياءَ حَقٍّ، وَليَكُن سُرورَكَ بِما قَدَّمتَ، وأسَفُكَ عَلى ما خَلَّفتَ، وهَمُّكَ فيما بَعدَ المَوتِ.[١]
... نبايد بهترين چيز در نزد تو از دنيايت، رسيدن به لذّتى و يا گرفتن انتقامى باشد؛ بلكه بايد خاموش ساختن باطلى و يا زنده ساختن حقّى باشد. و بايد خوشحالىات براى چيزى باشد كه [براى فردايت [پيش فرستادهاى، و افسوست به خاطر چيزى باشد كه به جا گذاشتهاى تا ديگرى بهرهمند گردد [و تو حسابش را پس بدهى]، و غمت براى پس از مرگ باشد.
ايشان با نهى از هدف قراردادن لذّت صِرف، يادآور مىشود كه لذّتها بايد به سوى اهداف ارزشمند الهى و انسانى جهت بگيرند. از اين حديث فهميده مىشود كه انسان بايد به گونهاى ديدگاه خود را اصلاح كند كه بهترين هدفش در زندگى، رسيدن به آن لذّتى باشد كه از ناحيه انجام عمل درست به دست مىآيد. احتمالًا اين لذّت، نوعى احساس مقدّس ناشى از تقرّب به خداوند در اثر خضوع نسبت به دستورهاى اوست. توجيه ديگر اين كه لذّت عمل به حقيقت و واقعيت، بادوامتر از لذّتهاى ظاهرى زودگذر است. ادامه حديث، تقويت اين احساس خوب را به اين مىداند كه ارزيابى بعد از انجام دادن عمل نيز مثبت باشد و به اصطلاح، دورانديشى لازم را داشته باشد؛ زيرا هر عملى كه براى خداوند باشد و براى رسيدن به او، ماندگار است و در غير اين صورت، اگر به خاطر اهداف غير الهى باشد (مثلا از سر رياكارى باشد)، شايد لذّت داشته باشد، ولى ماندگار نخواهد بود. مطلق لذّت بردن نيز در اين حديث نهى نمىشود.
نتيجه اين كه اگر در روايات متعددى، مخالفت با لذّت يا درهم شكستن لذّت توصيه مىشود، مراد از آن، اين نيست كه نظام اخلاقى اسلام، با لذّت بردن مؤمنان، مخالفت
[١]. نهج البلاغه، نامه ٦٦؛ بحار الأنوار، ج ٣٣، ص ٤٩٢، ح ٦٩٨. نيز، ر. ك: الكافى، ج ٨، ص ٢٤٠، ح ٣٢٧؛ وقعه صفّين، ص ١٠٧؛ مطالب السؤول، ص ٥٢.