درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٧ - چهار احترام به خود
بيان مىكند.
روانشناسى به موضوع «احترام به خود» صرفاً به عنوان يك نياز اساسى جهت موفّقيت در زندگى روزمره نگاه مىكند؛ ولى اسلام، احترام يادشده را بخشى ناشى از ارزشذاتى و منزلت متعالى بشر در طبيعت و بخشى ناشى از رفتار و عملكرد اكتسابى افراد مىداند كه حاصل انجام بايد و نبايدهاى اخلاقى است. همچنين اسلام، محور ارزش داورى را خداوند قرار مىدهد، نه قضاوت خود يا ديگران.[١] ارزشگذارى انسان در اسلام به طور عمده متوجّه ميزان اختيار و اراده صحيح افراد است، نه ويژگىهاى فيزيكى مانند مشخّصههاى ظاهرى و استعدادهاى ذاتى افراد، يا ارزش داورى ديگران. اين، در حالى است كه در روانشناسى مهم نيست كه اثباتِ ارزش، برابر با واقعيت و يا به اعتبار قضاوت افكارعمومى باشد؛ بلكه مهم، نتيجهگيرى مثبت فرد به نفع خود است، هرچند كه با تلقين يك امر غيرواقعى يا نيمهواقعى در خود باشد؛ امّا ارزشگذارى در نظريه اسلامى مرتبط با واقعيتهاى خارجى و عينى است و در جهت سعادت واقعى بشر است.
موضوع ديگر، اين كه در ديدگاه دينى، احترام به خود، موجبات شكرگزارى و خضوع بيشتر در برابر پروردگار است؛ امّا در ديدگاه روانشناسى، از آن جا كه معيار ارزش داورى، خود افراد يا ديگران هستند، ممكن است همه يا بخشى از اين احساس ارزش، با صفات منفى مانند عجب يا تكبّر همپوشى داشته باشد، كه در اين صورت، به دور از خضوع بوده و پيوسته خطر افتادن در مشكل اخلاقى ديگرى را در پى خواهد داشت. مثلًا در صورت ابتلا به سوء مصرف و اعتياد، چنانچه فرد، عجب و تكبّر هم داشته باشد، تقريباً درمان او قبل از درمان صفات رذيلهاش ممكن نخواهد بود؛ چرا كه اساساً چنين كسى تصوّر غلتيدن به اشتباه نخواهد كرد تا در صدد جبران برآيد. در ديدگاه اسلامى، بيشتر خودِ نوعى يا خودِ انسانى، تكريم مىشود. خود انسانى به تعبير شهيد مطهّرى، همان گوهر شريف وجودى انسان يعنى روح الهى است[٢] و اين گونه خودبينى، معناى خاصّى دارد:
[١]. توكل به خدا، ص ١٦٣.
[٢]. وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي. ص ٧٢.