درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٥ - سه/ ١ روش برانگيختن محبت
سبب برانگيخته شدن محبّت در وجود انسان مىگردد و او را به تلاش وا مىدارد تا نفس خود را كنترل و رفتار خود را تنظيم كند؟
پاسخ اين پرسش را مىتوان در احاديث يافت. بر اساس آنچه از روايات استفاده مىشود، «احسان و انعام» عامل برانگيخته شدن محبّت در وجود انسان است. اين يك قاعده است كه وقتى انسان به احسان و انعامى كه در حقّ او شده، توجّه پيدا كند، محبّت در وجودش برانگيخته مىشود. رسول خدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
جُبِلَتِ القُلوبُ عَلي حُبِّ مَن أحسَنَ إلَيها، وبُغضِ مَن أساءَ إلَيها.[١]
دلها بر دوستى آن كه به آنها نيكى كند و دشمنى آن كه بدانها بدى كند، سرشته شده است.
در اين كلام شريف به عنوان يك قاعده كلّى تصريح شده كه احسان، عامل برانگيختن محبّت و بدى، عامل برانگيختن بغض است.
امام على (ع) نيز در همين باره مىفرمايد:
سَبَبُ المَحَبَّةِ الإِحسانُ.[٢]
عامل دوستى، نيكوكارى است.
بر اساس اين قاعده، محبّت به خداوند نيز با توجّه به احسان و انعام او در حقّ بشر، برانگيخته مىشود. رسول خدا (ص) مىفرمايد:
أحِبُّوا اللَّهَ لِما يَغذوكم بِهِ مِن نِعَمِهِ، وأحِبّوني لِحُبِّ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ، وأحِبّوا أهلَ بَيتي لِحُبّي.[٣]
ديلمى در إرشاد القلوب، جريان جالبى را نقل كرده است. وى مىگويد: منقول است كه نوجوانى كه هنوز به سنّ بلوغ نرسيده بود، به پيامبر (ص) سلام كرد و از خوشحالى ديدن ايشان، چهرهاش گشاده گشت و لبخند زد. حضرت به او فرمود: «اى جوان! مرا دوست
[١]. دوستى در قرآن و حديث، ص ٩٢، ح ٢٤٥.
[٢]. همان، ص ٩٢، ح ٢٤٩.
[٣]. همان، ص ٢٨٢، ح ٨٩٨.