درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٣ - سه محبت
دوستى و محبّت را در اولويت اوّل بعد از نيازهاى فيزيولوژيك و امنيت قرار مىدهد.[١] بعد از گذشت دوره قهر با خدا، در دهههاى اخير كه ناكارآمدى زندگى ماشينى و ضرورت توجّه به نيازهاى عمقى و معنوى انسان بيشتر شده است، اكنون بيش از هر زمان ديگر نياز به محبت و دوستى با خداوند متعال از سوى اغلب انديشمندان و بويژه روانشناسان مورد توجّه قرار گرفته است. منظور و مراد از خداوند، خداوند يگانه به معناى توحيدى است.
يكى از اين انديشمندان كه در كتابش در زمينه نياز به دوستى با خدا، بحث كرده است، دو نكته ارزشمند را آورده است: اوّل، وجود ضرورى عشق و محبّت به وجود يكتاى عالم و دوم، آثار و بركات منحصر به فرد و مثبت ناشى از اين عشق در زندگى دنيوى، مانند تسكين دردها و آلام و .... وى تأكيد مىكند كه عشق به خدا مؤثّرتر از ترس از خداست.[٢] منابع دينى نيز بر محوريت دوستى خدا در مقايسه با ساير موضوعات تأكيد مىكنند؛ زيرا باور بر اين است كه دوستى با ساير مسائل دنيا اصيل نيست و به زودى همه آنها زايل خواهند شد؛ ولى دوستى با خداوند و محبّت به او اصيل و ماندگار است و هرگز از دل انسان پاك نخواهد شد. البتّه ممكن است انسان در اثر فريفتهشدن به مسائل مادّى و امور مورد علاقه دنيوى موقّتاً از عشق اصيل خود، غفلت و به ساير امور، توجّه پيدا كند. لذا اولياى خدا پيوسته عشق سرشار به درگاهش را در دعاها مسئلت مىنمودهاند مانند:
اللّهُمَّ املَأ قَلبي حُبّا لَكَ وخَشيَةً مِنكَ، وتَصديقا وإيمانا بِكَ وفَرَقا مِنكَ وشَوقا إلَيكَ، ياذَا الجَلالِ وَالإِكرامِ.
خداوندا! دلم را از محبّت و خشيت خودت و از باور و ايمان به خودت و از خوف از تو و اشتياق به خويش، لبريز گردان، اى صاحب شُكوه و بزرگوارى! خداوندا![٣]
در اين جا آنچه براى ما اهميت دارد، جنبه كنترل كنندگى محبّت الهى است. فردى
[١]. درآمدى بر روانشناسى تنظيم رفتار با رويكرد اسلامى، ص ٢٤٦.
[٢]. همان، ص ٢٤٩.
[٣]. مصباح المتهجّد، ص ٥٩٨، ح ٦٩٢؛ بحار الأنوار: ج ٩٨، ص ٩٥، ح ٢.