درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٠٧ - الف عقل، عامل محورى خويشتندارى
إِنَّ الْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ الْجَهْلِ وَ النَّفْسَ مِثْلُ أَخْبَثِ الدَّوَابِّ فَإِنْ لَمْ تُعْقَلْ حَارَتْ فَالْعَقْلُ عِقَالٌ مِنَ الْجَهْل[١].
عقل، بازدارنده از جهل است و نفسْ، مانند پليدترين چارپاست كه اگر مهار نشود، سرگردان مىگردد. پس عقل، مهار جهل است.
مفهوم نيروى بازدارى عقل، از اين حديث به خوبى فهميده مىشود.
در مورد نقش بازدارندگى عقل، اميرمؤمنان (ع) مىفرمايد:
النُّفُوسُ طَلِقَةٌ لَكِنَّ أَيْدِيَ الْعُقُولِ تُمْسِكُ [تَمْلِكُ] أَعِنَّتَهَا عَنِ النُّحُوسِ.[٢]
نفسْها يله و رهايند؛ ولى دستان عقلها زمام آنها را از پستىها بازمىدارد.
در حديث ديگرى، همزمان، روى بُعد شناختى عقل نيز تأكيد مىشود. ايشان مىفرمايد:
الْعَاقِلُ مَنْ وَقَفَ حَيْثُ عَرَف.[٣]
عاقل، كسى است كه در آن جا كه فهميد، مىايستد.
بدين ترتيب مىتوان نتيجه گرفت كه عقل، يك نيروى «شناختى- بازدارى» است.[٤] بُعد شناختى عقل، همان چيزى است كه در ادبيات دين از آن به عنوان «علم» و «معرفت» ياد مىشود و بُعد بازدارى عقل نيز با عنوان «تقوا» و «ورع» شناخته مىشود. بنا بر اين، عقل، تركيبى در هم تنيده و مزجى از علم و تقواست، بدين ترتيب كه عقل به كمك دريافت علم و آگاهى، در انتخاب رفتار يا ترك رفتار، تصميمگيرى مىكند. لذا يكى از نكات مهم در پيشگيرى از رفتارهاى پرخطر مانند سوء مصرف مواد، تقويت عقل است.
در مقابل عقل، جهل قرار دارد. جهل، نيرويى فاقد شناخت و همراه با افسار گسيختگى است. اميرمؤمنان (ع) تأكيد مىفرمايد كه جاهل، بازدارندگى ندارد.[٥] بنا بر اين، جهل،
[١]. تحف العقول، ص ١٥.
[٢]. عيون الحكم والمواعظ، ح ٩٤.
[٣]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص ٦١.
[٤]. اخلاق پژوهى حديثى، ص ٥٧.
[٥].
الجاهِلُ لا يَرتَدِعُ، وبِالمَواعِظِ لا يَنتَفِعُ؛ نادان باز نمىايستد( هيچ نهى و بازداشتى در او اثر نمىكند) و پند و اندرزها سودش نمىدهند( غرر الحكم، ح ١٧٢٩). مَن لَم يَرتَدِع يَجهَل؛ هركه[ از گناهان] باز نايستد، نادانى مىكند( همان، ح ٨١٨٧). الجاهِلُ لا يَرعَوي؛ نادان پشيمان نمىشود و از كار زشت دست نمىكشد( همان، ح ٦٤٠).