درآمدى بر پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٨ - الگوى پيشگيرى از اعتياد
شناخت اين كه اساساً خير چيست؟ و چه چيزى خير بهشمار مىرود؟ گاه ممكن است زندگى انسان با خير همراه باشد؛ امّا خود او نداند و لذا احساس نارضايتى خواهد كرد. ديگرى، «تنظيم انتظارات» و هماهنگسازى آن با واقعيتهاست. انتظارات غير واقعى و فزاينده، تحقّق نمىيابند و وقتى تحقّق نيافتند، موجب احساس ناكامى مىشوند. سومى، «تنظيم آرزوها» ست. آرزوهاى بيش از اندازه و دور و دراز، سبب مىشوند كه انسان هماره به نداشتهها فكر كند و داشتههاى خود را نبيند كه نتيجه آن، احساس نارضايتى است. امّا با معقولسازى آرزوها مىتوان احساس رضامندى را به وجود آورد. چهارمى، «تنظيم ديدگاه نسبت به روزى» است. اگر انسان بداند كه روزى او مقدّر است و خدا آن را تقدير مىكند و اين تقدير، به صلاح اوست، از اندك بودن آن ناراضى نخواهد شد. پنجمى، «تنظيم معناى زندگى» است. اگر انسان احساس بىمعنايى كند، از زندگى خود راضى نخواهد بود، هر چند بيشترين امكانات را داشته باشد. بايد به زندگى معنا داد؛ آن هم معنايى كه ارزشمند باشد. بسيارى از گرايشهاى به اعتياد، به خاطر فقدان معنا در زندگى است. ششمى، «تنظيم تكيهگاه» است. زندگى، دشوار و پر پيچ و خم است. بدون تكيهگاه نمىتوان سالم و موفّق از زندگى عبور كرد. كسانى كه تكيهگاه مطمئنى ندارند، دچار نگرانى و فشار روانى مىشوند و همين مىتواند موجب گرايش به اعتياد گردد. اگر تكيهگاهى مطمئن براى زندگى قرار داده شود، زمينه گرايش به اعتياد از بين مىرود.
امّا براى حل عامل سوم، يعنى نابردبارى، بايد توان مقاومت در برابر سختىها را افزايش داد. امورى هستند كه مىتوانند اين توان را افزايش دهند. يكى «تصحيح الگوى انتظار از دنيا» ست. انتظار زندگى بدونِ رنج، عامل نابردبارى در سختىها و زمينهساز گرايش به اعتياد است. اگر انسان بداند كه بنا نيست در زندگى مشكلى وجود نداشته باشد، احساس ناكامى نمىكند و توان مقاومتش افزايش مىيابد. ديگرى «پذيرش مشكل» است. اگر روش اوّل جا افتاد، پس از آن، فرد، مشكلِ به وجود آمده را مىپذيرد و با آن در نمىافتد و در نتيجه، توان تحمّل و سپس مديريت آن را خواهد يافت. سومى، «اصلاح