نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١١
از هيچ دردى جز هنگام بهبودى شكايت نمىكرد. سخنى را مىگفت كه خود انجام مىداد و چيزى كه عمل نمىكرد نمىگفت. اگر در سخن گفتن مغلوب مىشد در سكوت، كسى بر او غلبه نمىيافت. بر شنيدن حريصتر بود تا گفتن. هرگاه دو كار برايش پيش مىآمد، مىانديشيد كه كدام به هوا و هوس نزديكتر است، با آن مخالفت مىورزيد. بر شما باد با داشتن اين اخلاق نيك، از يكديگر در داشتن آنها سبقت گيريد و اگر قدرت انجام همه آنها را نداريد، بدانيد انجام كمى از آن بهتر از ترك بسيار است.
٢٩٠- حتّى اگر خداوند تهديد به عذاب در برابر عصيان نكرده بود، واجب بود به پاس نعمتهايش نافرمانى نشود.
٢٩١- امام در تسليت به «اشعث بن قيس» در مرگ فرزندش چنين فرمود:
«اى اشعث!» اگر بر فرزندت محزون شوى اين به خاطر مقام پدرى شايسته است، و اگر صبر و شكيبايى پيشه كنى، خداوند به جاى هر مصيبتى عوضى قرار مىدهد.
اى اشعث! اگر صبر كنى مقدّرات بر تو جارى مىشود و تو پاداش خواهى داشت و اگر ناشكيبايى و بيتابى كنى، باز هم مقدّرات مسير خود را طى مىكند و وزر و گناه بر تو خواهد بود.
اى اشعث! فرزندت تو را مسرور ساخت در حالى كه آزمايش و فتنه بر تو بود و او تو را محزون ساخت در حالى كه براى تو ثواب و رحمت است.
٢٩٢- امام عليه السلام هنگامى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را مىخواست به خاك بسپارد، كنار قبر، فرمود:
صبر و شكيبايى جميل و زيباست، ولى نه در مورد (مرگ) تو و بيتابى زشت و قبيح است، امّا نه بر فراق تو. مصيبت مرگ تو سخت بزرگ و سنگين است و هر مصيبتى پيش از تو و بعد از تو در برابر آن كوچك و حقير است.
٢٩٣- با احمق معاشرت و مصاحبت مكن! كه كارهاى احمقانهاش را برايت زيبا جلوه مىدهد و دوست دارد تو مثل او باشى.
٢٩٤- از امام عليه السلام درباره فاصله ميان مشرق و مغرب سؤال شد، در پاسخ فرمود:
مسير يك روز خورشيد!!
٢٩٥- دوستانت سه گروه و دشمنانت نيز سه گروهند، امّا دوستانت: دوستت و دوست دوستت و دشمن دشمنت. امّا دشمنانت: دشمنت و دشمن دوستت و دوست دشمنت مىباشند.