نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧١ - بر «صبر»، «يقين»، «عدالت» و «جهاد»؛
به هنگام مصيبت بر زانو زند اجر او ضايع مىشود (و پاداشى بر مصيبت نخواهد داشت).
١٤٥- چه بسيار روزه دارانى كه از روزه خود جز گرسنگى و تشنگى بهرهاى نمىبرند و چه بسيار شب زنده دارانى كه از قيام شبانه خود جز بى خوابى و خستگى ثمرهاى نمىگيرند، چه نيك است خواب هوشمندان و افطارشان!
١٤٦- ايمانتان را با صدقه حفظ كنيد و اموالتان را با زكات نگهداريد و امواج بلا را با دعا دور سازيد.
١٤٧- از سخنان امام به كميل بن زياد نخعى
كميل بن زياد مىگويد: امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام دست مرا گرفت و مرا به سوى قبرستان كوفه برد، هنگامى كه به صحرا رسيديم آه پردردى كشيد و فرمود:
اى كميل بن زياد اين دلها همانند ظرفهاست، كه بهترين آنها ظرفى است كه حفظ و نگهداريش بيشتر باشد، بنابراين آنچه را براى تو مىگويم از من حفظ كن.
مردم سه گروهند: اوّل علماى الهى، دوّم دانش طلبانى كه در راه نجات دنبال تحصيل علمند و سوّم احمقان بى سر و پا كه دنبال هر صدايى مىدوند و با هر بادى حركت مىكنند! همانها كه با نور علم روشن نشدهاند و به ستون محكمى پناه نبردهاند.
اى كميل! علم بهتر از مال است: علم تو را پاسدارى مىكند ولى تو بايد مال را حفظ كنى، مال با انفاق كم مىشود ولى علم با انفاق افزون مىگردد؛ دست پروردگان مال به مجرّد زوال مال از بين مىروند؛ (ولى شاگردان علم پايدارند).
اى كميل بن زياد! شناخت علم، آيينى است كه با آن جزا داده مىشود، به وسيله آن انسان در دوران حيات اطاعت فرمان خدا مىكند، و بعد از وفات نام نيك از او مىماند و علم حاكم است و مال محكوم!
اى كميل! ثروت اندوزان مردهاند، در حالى كه ظاهراً در صف زندگانند؛ ولى دانشمندان تا دنيا برقرار است زندهاند، خود آنها از ميان مردم بيرون رفتهاند، ولى چهره آنان در آيينه دلها نقش شده است.
(بدان) در اينجا علم فراوانى است،- با دستش اشاره به سينه مباركش كرد- اگر افراد لايقى مىيافتم، به آنها تعليم مىدادم. آرى، تنها كسى را مىيابم كه زود درك مىكند ولى (از نظر تقوا) قابل اطمينان نيست! دين را وسيله دنيا قرار مىدهد