نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١٣
٢٩٦- امام عليه السلام مردى را ديد كه بر ضدّ دشمن سعايت مىكند، امّا از طريقى كه به خودش ضرر مىزند، به او فرمود:
تو همچون كسى هستى كه نيزه بر خود مىزند تا كسى را كه پشت سرش سوار است بكشد.
٢٩٧- درسهاى عبرت چه بسيارند و عبرتگير كم!
٢٩٨- كسى كه در دشمنى با دشمنان افراط كند گنهكار است و كسى كه كوتاهى كند بر خود ستم كرده و كسى كه با ديگران به دشمنى برخيزد، توانايى ندارد حقّ تقوا را رعايت كند.
٢٩٩- گناهى كه بعد از آن مهلت دو ركعت نماز برايم باشد، مهم نيست، چرا كه در اين نماز عفو و عافيت را از خدا مىطلبم (و توبه خواهم كرد).
٣٠٠- از امام عليه السلام پرسيدند: خداوند چگونه به حساب اين همه مخلوق مىرسد؟ فرمود:
همانگونه كه آنها را با آن كثرت روزى مىدهد.
پرسيده شد: چگونه به حساب آنها رسيدگى مىكند و حال اين كه او را نمىبينند؟
فرمود:
همانگونه كه آنها را روزى مىدهد و او را نمىبينند.
٣٠١- فرستاده تو نماينده عقل توست و نامه تو گوياترين سخنگوى تو!
٣٠٢- آن كس كه شديداً به بلا مبتلاست، محتاجتر به دعا نيست، از كسى كه مبتلا نيست ولى هر لحظه انتظار آن را مىكشد.
٣٠٣- مردم فرزندان دنيا هستند و هيچ كس را بر محبّت مادرش نمىتوان ملامت كرد.
٣٠٤- مستمند فرستاده خداست. كسى كه از او دريغ دارد از خدا دريغ داشته و كسى كه به او عطا و بخشش كند به خدا عطا كرده.
٣٠٥- انسان غيرتمند هرگز زنا نمىكند (و كارى را كه در مورد كسان خود دوست نمىدارد در حقّ ديگران روا نخواهد داشت).
٣٠٦- اجل و سرنوشت قطعى، براى حفاظت انسان كافى است (يعنى تا عمر به پايان نرسد هيچ حادثهاى او را از پاى در نمىآورد).
٣٠٧- آدم داغدار خواب و آسايش دارد، امّا كسى كه مالش را ربودهاند خواب ندارد.
شريف رضى رحمه الله مىگويد: معناى سخن بالا اين است كه انسان بر قتل فرزندان ممكن است صبر كند، امّا در سلب و ربودن اموالش صبر نمىنمايد.