پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨ - رابطه «دين» و «حكومت» از ديدگاه قرآن
حتمى خود مىشمردند و از هر فرصتى براى آن استفاده مىكردند و دشمنان آنها نيز به خوبى بر اين امر واقف بودند.
اگر اسلام مانند مسيحيّت كنونى محدود به يك سلسله احكام اخلاقى بود؛ اين پديدهها در تاريخ اسلام مفهومى نداشت و هيچ كس با يك معلّم ساده اخلاق يا زاهد گوشه گير و پيشوايى كه تنها به اقامه نماز جماعت قناعت مىكند معارضهاى ندارد.
معارضه تنها زمانى شروع مىشود كه پاى مسأله حكومت به ميان آيد، اينها همه از يك سو؛ از سوى ديگر بسيارى از احكام اسلامى كه در متن قرآن مجيد آمده است با صداى رسا فرياد مىزند كه بايد حكومتى تشكيل گردد؛ و در چهارچوبه حكومت پياده شود، و به تعبير ديگر، اين احكام، احكام سياسى است؛ و خطّ سياسى جامعه اسلامى را تعيين مىكند.
آيات زيادى از قرآن درباره مسأله جهاد و وظايف مجاهدين و مسأله غنائم جنگى و شهدا و اسرا است، آيا اين گونه از احكام در بيرون دايره حكومت قابل توجيه است؟
بسيارى از آيات قرآن، ناظر به وظايف قاضى و احكام قضا و اجراى حدود وقصاص و مانند آن، و بسيارى ناظر به اموال بيت المال است.
مسأله امر به معروف و نهى از منكر در محدوده تذكّرات و اوامر و نواهى زبانى وظيفه همه مردم است؛ ولى بعضى از مراحل امر به معروف و نهى از منكر كه نياز به شدّت عمل و توسّل به زور، و حتى قيام مسلحانه نظامى دارد كه جز از طريق حكومت قابل اعمال نيست.
اجراى عدالت اجتماعى و اقامه قسط و عدل و گشودن راه براى آزادى تبليغ در سراسر جهان، هرگز با توصيه و نصيحت و اندرزهاى اخلاقى انجام نمىشود. اين حكومت است كه بايد به ميدان آيد، و چنگال ظالمان را از گريبان مظلومان جدا سازد؛ و حقوق مستضعفان را باز ستاند و نداى توحيد را از طريق رسانههاى موجود، در هر زمان به گوش مردم جهان برساند.
همين مضامين به صورت گستردهتر در سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و روايات معصومين عليهم السلام وارد شده است؛ و بخش عظيمى از فقه اسلام و كتب فقهى را تشكيل مىدهد؛ و اگر بخواهيم اين مسائل را از روايات و كتب فقهى جدا سازيم؛ چيزى باقى نمىماند!