پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧ - رابطه «دين» و «حكومت» از ديدگاه قرآن
شاهد اين سخن قبل از هر چيز تاريخ اسلام است. همان گونه كه قبلًا نيز اشاره شد نخستين كارى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بعد از هجرت به مدينه انجام داد تشكيل حكومت اسلامى بود. او به خوبى مىدانست اهداف نبوّت و بعثت انبياء يعنى: تعليم و تربيت، و اقامه قسط و عدل و سعادت و تعالى انسان، بدون تشكيل حكومت ممكن نيست؛ به همين دليل در نخستين فرصت ممكن به فرمان خداوند پايههاى حكومت را بنا نهاد.
ارتشى تشكيل داد كه مهاجران و انصار در آن شركت داشتند؛ و هر كس در هر سنّ و سال و در هر شرايط- بجز زنان و كودكان و بيماران و از كار افتادگان ملزم به شركت در آن بوند. تهيّه سلاح و مركب و آذوقه اين ارتش كوچك و ساده قسمتى بر عهده خود مردم بود، و قسمتى بر عهده حكومت اسلامى؛ و هر قدر دامنه غزوات و پيكار با دشمنان سر سخت گستردهتر مىشد تشكيلات ارتش اسلام وسيع تر و منظّمتر مىگشت.
حكم زكات نازل شد و براى نخستين بار بيتالمال اسلامى براى تأمين هزينههاى جهاد، و تأمين نيازهاى محرومان تشكيل گرديد.
احكام قضائى و مجازات هاى جرائم و تخلّفات، يكى پس از ديگرى نازل شد و حكومت اسلامى وارد مراحل تازهاى گشت.
اگر اسلام حكومتى نداشته، تشكيل ارتش و بيت المال و دستگاه قضائى و مجازات متخلّفان چه معنى مىتواند داشته باشد؟!
اين وضع بعد از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در دوران خلفاى نخستين، و حتّى در زمان خلفاى بنى اميّه و بنى عبّاس همچنان ادامه يافت، و آنها به نام خليفه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بر مردم حكومت كردند؛ هر چند حكومت آنها غالباً ظالمانه و خارج از چار چوب قوانين اسلامى بود؛ ولى هر چه بود نشان مىداد كه تشكيل حكومت يكى از مسائل ابتدايى و بنيادى اسلام است.
فشارهايى كه بر ائمّه اهل بيت عليهم السلام، وارد مىشد،- قيام امام حسين عليه السلام، ولايتعهدى امام على بن موسى الرضا عليه السلام، زندانى شدن امام موسى بن جعفر عليه السلام، تعبيد امام هادى عليه السلام و امام حسن عسكرى عليه السلام به سامرا، و تحت نظر قرار گرفتن آنان از ترس قيام بر ضدّ حكومت- همه به خوبى نشان مىدهد كه امامان راستين تشكيل حكومت عدل الهى را از وظايف