پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩ - آزار بدنى براى كشف اطلاعات!
(عمر شرمنده شد) گفت: «اگر تو را ببخشم دست از كارت بر مىدارى؟» گفت: «آرى»، او را بخشيد و خارج شد! [١] به هر حال جاى ترديد نيست كه استراق سمع به معنى كنترل مكالمات مردم، خواه ملكمات عادى باشد يا تلفنى و همچنين تجسس در نامهها و مكاتبات خصوصى، همه از مصاديق روشن تجس حرام است.
ولى گاه ضرورت هايى ايجاب مىكند كه حكومت اسلامى در پارهاى از موارد اين كار را مرتكب شود و آن در جايى است كه بيم توطئههايى بر ضدّ اسلام و مسلمين و به خطر افتادن نفوس و اموال قابل ملاحظهاى وجود داشته باشد، در چنين مواردى چارهاى جز استراق سمع و تفتيش در كارها نيست، درست همانگونه كه براى كشف مواد مخدّر و يا امورى همانند آن، وسايل و يا اشخاص را در گلوگاه هاى شهرها تفتيش مىكنند!
در واقع اين مسأله يكى از شاخههاى مسأله تزاحم واجبات يا تزاحم واجب و حرام است و بايد با در نظر گرفتن مرجحات و مسأله اهم و مهم با آن رفتار شود.
به تعبير روشن تر: تجسس در كار مسلمانان حرام است، ولى حفظ نفوس و نظام جامعه اسلامى و در هم شكستن توطئه دشمنان از آن مهم تر مىباشد؛ بنابراين در جايى كه بيم به خطر افتادن اين گونه امور مىرود مسأله استراق سمع و تجسس براى پيشگيرى از اين گونه خطرات مجاز مىشود.
آزار بدنى براى كشف اطلاعات!
بى شك آزار هيچ انسانى بى دليل جايز نيست و در بحث هاى گذشته نيز گفتيم كه نمىتوان كسى را براى گرفتن اقرار تحت فشار قرارداد و هر گونه اقرار كه از طريق تهديد و
[١]. كنز العمال، جلد ٣، صفحه ٨٠٨، شماره ٨٨٢٧ ..