پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٦ - دعوت به يك اصل اساسى مشترك
شد- مسأله تثليث را طورى تفسير مىكنند كه با توحيد و يگانگى خدا سازگار باشد و آن را «وحدت در تثليث» مىنامند، درست است كه اين يك تناقض آشكار محسوب مىشود ولى دليل بر آن است كه آنها مايلند نسبت به اصل توحيد و فادار بمانند.
در واقع اين دعوت به همزيستى مسالمتآميز و تكيه بر جنبههاى مشترك يكى از مصداق هاى روشن «مجادله بالّتى هى احسن» است كه در آيه قبل آمده بود و به خوبى نشان مىدهد كه اسلام هرگز نمىخواهد با توسّل به زور پيروان مذاهب ديگر را به آيين اسلام بكشاند.
جالب اينكه: در سال هفتم هجرت- بعد از فتح حديبيّه- كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نامههايى به سران حكومت هاى بزرگ جهان مانند: مقوقس زمامدار مصر و هرقل پادشاه روم و كسرى پادشاه ايران، نوشت و آنها را به سوى اسلام دعوت نمود، در ذيل بسيارى از اين نامهها به آيه فوق اشاره فرمود؛ يعنى حدّاقل بياييد در آن اصل مهمى كه حلقه اتصال همه اديان آسمانى است، «اصل توحيد»، با يكديگر همكارى و سپس همزيستى كنيم؛ اين خود بهترين نشانه براى روح صلحطلبى اسلام و آمادگى براى همزيستى مسالمتآميز با پيروان ساير اديان آسمانى است، كه ريشه در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله دارد.
در پنجمين و آخرين آيه، اشاره به اختلاف موضع گيرى پيروان اديان ديگر مىكند و نسبت به هر كدام مناسب حالشان سخن مىگويد، و مىفرمايد: «يهود و مشركان را سرسختترين دشمن نسبت به مؤمنان مىيابيد، ولى آنها را كه مىگويند:" ما نصارى هستيم" نزديك ترين دوست به مؤمنان مىيابيد» لَتَجِدَنَّ اشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ و الَّذينَ اشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ اقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذين قالُوا انّا نَصارى. [١]
سپس دليل محبّت و دوستى گروه دوّم را چنين ذكر مىكند: «اين به خاطر آن است كه در ميان آن قسّسين (افراد روحانى و تارك دنيا هستند و آنها تكبّر نمىورزند» ذلِكَ بِانَ
[١]. سروه مائده، آيه ٨٢ ..