پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨ - تشكيلات حسبه و محتسب در حكومت اسلامى
در اندلس اين منصب را «خطَّةُ الاحْتِسابِ» مىناميدند و سرپرست آن يك نفر قاضى بود، و معمول بود كه شخصاً سوار مىشد و در بازارها گردش مىكرد، و مأموران و اعوانش با او بودند، و ترازوى مخصوصى كه نانها را با آن وزن مىكردند، در دست يكى از اعوان او بود؛ تا اگر نان از حدّ معمول سبك تر باشد، فروشنده را مجازات كند و همچنين لازم بود در مغازه قصّابى بر روى گوشت ورقهاى باشد كه قيمت آن را نشان دهد، تا قصاب نتواند به نرخ بالاترى بفروشد، و اگر خيانت مىكرد هرگز خيانتش مخفى نمىشد؛ زيرا گاه محتسب كودك يا كنيزى را مىفرستاد تا چيزى از بازار خريدارى كند، سپس محتسب وزن آن را مىسنجيد، اگر كم بود وضع معامله آن فروشنده را با بقيّه مردم بر آن قياس مىكرد و او را طبق مقرّرات مجازات مىنمود.
آنها براى مسائل مربوط به حسبه، قوانين و مقررّات بسيارى داشتند كه در مدارس خود تدريس مىكردند؛ همان گونه كه فقها احكام فقه را تدريس مىكنند. [١] از مجموع اين سخن و مطالب ديگرى كه در كتابها درباره حسبه نوشتهاند، بر مىآيد كه در اداره حسبه بسيارى از امورى را كه امروز بر عهده شهردارى ها و مأموران انتظامى، و تعزيرات حكومتى، و آموزش و پرورش و قضات گذارده شده است؛ بر عهده داشت، و يكى از بخشهاى فعّال حكومت اسلامى محسوب مىشد، مخصوصاً مبارزه آنها با منكرات چشمگير بود و به همين دليل دراشعار شعراء واژه محتسب و كارهاى او بازتاب وسيع و گستردهاى دارد.
از پارهاى از منابع استفاده مىشود كه محتسب شدن به عنوان واجب كفايى در ميان مسلمين شناخته مىشد، زيرا همان گونه كه گفتيم حسبه شاخهاى از امر به معروف و نهى از منكر بود، و حتّى از ميان زنان افرادى براى اين منصب انتخاب مىشدند تا بر امور مربوط به زنان نظارت كنند.
[١]. تاريخ تمدن اسلامى جرجى زيدان، جلد اوّل، صفحه ٢٥٢ ..