پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦ - تشكيلات حسبه و محتسب در حكومت اسلامى
در عهدنامه مالك اشتر نيز آمده است كه امام به آن حضرت دستور داد:
«امْنَعْ مِنَ الاحْتِكارِ فَانَّ رَسُولْ اللَّهِ صلى الله عليه و آله مَنَعَ مِنْه، وَلْيَكُنْ الْبَيْعُ بَيْعاً سَمِعاً بِموازينَ عَدْلٍ، وَ اسْعارٍ لاتُجْحِف بِالْفَريقَيْنِ مِنَ الْبائِعِ وَ الْمُبْتاعِ، فَمَنْ قارَفَ حُكْرَةً بَعْدَ نَهْيِكَ ايّاهُ، فَنكِّلْ بِهِ وَ عاقِبْهُ فى غَيْرِ اسْرافٍ»:
«از احتكار به شدّت جلوگيرى كن كه رسول خدا از آن منع فرمود، و بايد معاملات با شرايط آسان صورت گيرد، با موازين عدل و نرخهايى كه نه به فروشنده زيان رساند و نه به خريدار؛ و هر گاه كسى پس از نهى تو از احتكار، به آن دست زند او را مجازات كن، مجازاتى كه بيش از حدّ نباشد». [١] و نيز در حالات على عليه السلام مىخوانيم كه شخصاً امور مربوط به حسبه را بر عهده مىگرفت، گاه از بازار قصابان مىگذشت و آنها را از اعمال خلاف نهى مىكرد. [٢] و گاه بر كار ماهى فروشان نظارت مىكرد و آنها را از فروش ماهيان حرام جلوگيرى مىفرمود. [٣] ولى با گذشت زمان، مسأله حِسبه گسترش يافت و تدريجاً به صورت يك اداره مهم و گسترده و وسيع درآمد، و مأموران آن به نام «مُحتسب» در كوچه و بازار و شوارع بزرگ، شب و روز به گشت زنى مشغول بودند و بر مسائل مختلف اجتماعى، نظارت داشتند و متخلّفان را گاه در محل مجازات مىكردند و گاه دستگير نموده نزد قاضى مىفرستادند (مانند كار مأموران راهنمايى امروز).
دايره «حسبه» آن قدر وسيع بود كه جرجى زيدان نويسنده معروف تاريخ تمدّن اسلام مىنويسد: حسبه يك منصب دينى مانند منصب قضاوت است، و محتسب بر امور منكرات، نظارت، و به مقدار لازم تعزير و تأديب مىكند، و مردم را به رعايت مصالح عامّه در شهرها وادار مىسازد، مانند: «جلوگيرى از سدّ معبر، جلوگيرى از باربرها و صاحبان كشتى از اينكه
[١]. نهج البلاغه، نامه ٥٣ ..
[٢]. كنز العمال، جلد ٤، صفحه ١٥٨ ..
[٣]. وسائل، جلد ١٦، صفحه ٣٣٢ ..