پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤ - تشكيلات حسبه و محتسب در حكومت اسلامى
معروف و نهى از منكر، تلاش و كوششى در راه اطاعت خداوند و مبارزه با منكرات، براى جلب رضاى الهى محسوب مىشود، آن را «حسبه» ناميدهاند.
در كتاب التحقيق درباره معنى اصلى ماده حسب مىگويد: «اين واژه در اصل به معنى رسيدگى كردن و نظر و دقّت به قصد آزمايش و امتحان مىباشد».
اين تفسير مناسبت زيادى با كار محتسب دارد؛ كه از بخش هاى مختلف جامعه خبر مىگيرد و سركشى و رسيدگى مىكند؛ و هر حركتى را زير نظر گرفته در صورت انحرافى بودن تذكّر مىدهد؛ و اگر مفيد واقع نشد با قدرت با آن مقابله مىكند.
اداره حسبه در دوران خلفا، يكى از ادارات معروف بود كه بر كار كسبه و تجّار و كشاورزان و تودههاى مردم از نظر تخلّفات و منكرات نظارت مىكرد، و محتسبان هر جا كار خلافى مىديدند، مرتكب يا مرتكبين را نهى مىكردند؛ و اگر مؤثّر نمىافتاد او را در همان جا مجازات مىنمودند، يا دستگير كرده تحويل قاضى و زندان مىدادند.
به عقيده بعضى ريشه اين مسأله به عصر پيامبر صلى الله عليه و آله باز مىگردد كه او خود كار محتسب را انجام مىداد، و گاه در غياب خويش فردى را براى اين منظور انتخاب مىكرد، ولى بايد قبول كرد كه به كار گرفتن اين واژه در آن عصر و زمان و حتّى در بسيارى از كلمات فقهاى پيشين معمول نبوده؛ و به نظر مىرسد كه اين واژه نخست در عصر خلفاى اموى و عبّاسى براى شاخه امر به معروف و نهى از منكر انتخاب شده است.
به هر حال اخبارى كه از عصر پيامبر صلى الله عليه و آله به دست ما رسيده نشان مىدهد كه هر چند كمله حسبه با معنى و مفهوم امروز آن، در آن عصر، متداول نبوده؛ وليكن مفهوم واقعى آن يعنى نظارت بر مسائل اجتماعى ازسوى حكومت اسلامى كاملًا مراعات شده است، و گاه پيامبر صلى الله عليه و آله اين وظيفه را به بعضى از افراد واگذار مىكرده و گاه شخصاً آن را انجام مىداده است.
از جمله در حديثى مىخوانيم پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله سعيد بن سعيد بن عاص را بعد از فتح