فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧٢ - پارهاى از آراى ويژؤ محقق اردبيلى و سنجيدن آنها با ديدگاههاى ديگر فقيهان محمّدعلى برزنونى
به قلم مىآورند؛ چرا كه در ناآگاهى، كوتاهى هم وجود دارد] اما در بلند و آهسته خواندن،ناآگاهى به حكم، بهانه به شمار آمده است [بنابراين،حمل بر استحباب روشن است.
محقق اردبيلى،سپس به دليلهاى واجب بودن آهسته خواند زن، خدشه وارد مىسازد و مىنويسد:
دليلى بر واجب بودن آهسته خواندن زن،در نمازهايى كه حمد و سوره بايد بلند خوانده شود و در نمازهايى كه حمد و سوره بايد آهسته خوانده شود،در صورتى كه صدايش توسط نامحرم شنيده نشود، وجود ندارد. صداى زن،عورت به شمار نمىآيد. گيريم كه واجب بودن،آهسته خواندن در صورت ياد شده[شنيدن صداى وى توسط نامحرم] را بپذيريم،در باطل بودن نماز زن، در صورتى كه بلند بخواند،جاى درنگ دارد. (١١٣)
وى، در زبدة البيان، ذيل بحث آيه ١١٠ سورؤ اسرا،چهار معناى بلند و آهسته را به نقل از مجمع البيان مىآورد و در تفسير فقرؤ شريفؤ {وابتغ بين ذلك سبيلاً } مىنويسد:
يعنى قرائت بين بلند و آهسته و همين معنى به ذهن پيشى مىگيرد.
آنچه بازداشته شده،صداى بلندى است كه بهراستى بلند باشد،به گونهاى كه از حال قرائت در نماز خارج شود.
يا آنچه بازداشته شده، صداى آهستهاى است كه بهراستى آهسته باشد و از عنوان قرائت بيرون رفته و به حديث نفس در عالم ذهن و ... ملحق شود.
زيادهروى و كمروى، جايز نيست،بلكه واجب ميانهروى است...
در سنت شريفه و اخبار رسيده، بلند خواندن،براى مردان در نماز صبح و دو ركعت نخست نمازهاى مغرب و عشا و همه نمازهاى مستحبى شبانه و آهسته خواندن در ديگر نمازها و ركعتها وارد شده است؛اما دليلى بر واجب بودن آنها،برابر شرح مشهور، وجود ندارد. تأييد كننده ديدگاه واجب نبودن بلند و
(١١٣)مجمع الفائده و البرهان،ج ٢،ص ٢٢٤ـ ٢٢٩.