فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٤ - تزاحم كارهاى حكومت اسلامى و حقوق اشخاص آيت اللّه محمد مؤمن
خداوند بزرگ و شكوهمند، فرمان ولايت على(ع) را صادر كرد و درباره آن، اين آيه را نازل فرمود: «تنها ولى شماخداست و پيامبر او و كسانى كه ايمان آوردند، آنان كه نماز بر پا مىدارند و زكات مىپردازند».
خداوند، ولايت صاحبان امر را واجب كرد و آنان نفهميدندكه مراد از ولايت چيست؟ از اين روى، خداوند، به محمد(ص) دستور داد تا ولايت را براى آنان تفسير كند،همان گونه كه نماز، زكات، روزه و حج را بر ايشان تفسير كرد. وقتى اين فرمان از سوى خدا به پيامبر رسيد، سينهاشتنگ شد [» ناراحت گرديد [و ترسيد كه مبادا آنان از دين خود برگردند و آن را دروغ پندارند. سينه او تنگ شد و بهپيشگاه پروردگارش روى آورد. خداوند اين آيه را بر او فرو فرستاد: «اى پيامبر! آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده،برسان و اگر چنين نكنى رسالت او را نرسانيدى و خدا تو را از مردم نگاه مىدارد».
او، در برابر امر خدا تسليم شد و در روز غديرخم، براى رساندن ولايت على(ع) برخاست و ندا در داد كه همگى بهنماز حاضر شوند و به مردم دستور داد كه حاضر به غايب برساند.
اين صحيحه، آشكارا دلالت دارد كه ولايت براى پيامبر خداو اميرمؤمنان(ع) و نيز براى ديگر صاحبان امر، در آيه ثابت است و همين ولايت است كه خداى تعالى به پيامبر خود،دستور داد تا به تفسير و تبليغ آن بپردازد: {يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك. } ...
روشن است كه پيامبر(ص) در روز غدير، ولايت على(ع) را تبليغ كرد، بدين معنى كه وى، سرپرست مردم است، همان گونه كه سخنانى كه در هنگام تبليغ ولايت، از آن حضرت روايت شده و همگى يك معنى را مىرسانند، بر اين موضوعد لالت دارند، از جمله: